«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

بسم ربّ المهدی

« کاف هاء یاء عین صاد »
کربلا، هلاکت، یزید؛
و عطش؛
و صبر؛
همه برای رسیدن به آرمان‌شهر موعود است

آری راه «قدس» از «کربلا» می‌گذرد...
و شاهراه «ظهور»
از همین‌جا آغاز می‌شود،
به قدمهایت نگاه کن
.
.
.

تبلیغات

Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

آخرین نظرات

من عاشق محمد(صلّی الله علیه و آله) هستم...

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۱۹ ب.ظ

تیغ ابرویت غزل را در خطر انداخته

پیش پایت از تغزل بس‌که سر انداخته

 مرد این میدان جنگ نابرابر نیستم

تیر مژگانت ز دست دل سپر انداخته

بنده ای؟ پروردگاری؟ این شکوه لایزال

 شاعرانت را به امّا و اگر انداخته!

نامی از میخانه‌ها نگذاشت باقی نام تو

باده را چشم خمارت از اثر انداخته

ساقی معراج، عرش گنبد خضرایی‌ات

جبرئیل مست را از بال و پر انداخته

کار دیگر از ترنج و دست هم، یوسف گذشت

تیغ، سرها را به اظهار نظر انداخته

 سود بازار نمک انگار چیز دیگری است!

خنده‌ات رونق ز بازار شکر انداخته

عاشق و معشوق‌ها از هجر رویت سوختند

عشق‌تان آتش به جان خشک و تر انداخته

این تنور داغ مدح چشم‌هایت؛ مهربان

نان خوبی، دامن اهل هنر انداخته

مهربانی نگاهت، ای صبور سر به زیر

دولت شمشیر را از زور و زر انداخته

تا سبکباری دل، چوب حراجت را بزن

چین زلفت در سرم شوق سفر انداخته

 آمدم بر آستانت در زنم، یادم نبود

میخ سرخی، کوثرت را پشت در انداخته

(وحید قاسمی)



قبة الخضرا - قبرستان بقیع

خُم که نگون گشت یکی قطره ریخت؛
هوش ز مدهوش دو عالم ببرد.


پ.ن:

قطره، استعاره از نقطه‌ی «خم»

۹۳/۱۱/۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
‌ ‌

نظرات  (۱)

۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۳۲ روح الله فاضل
خم که نگون گردد به مخ تبدیل میشود و هنگام نگون شدن نقطه‌ی آن می‌افتد که تبدیل به "مح" می‌گردد. هوش نیز اگر از مدهوش گرفته شود "مد" باقی می‌ماند که ترکیب اینها تشکیل واژه "محمد" را میدهد...

حالا نوبت توئه. این بیت پایین اشاره به نام کدوم پیامبر داره:
ایوب یتیم را بیاور بنشان / در نزد مسافری که بیمار بود
پاسخ:
ایوب یتیم = ایوب بدون پدر « اب » = یو
مسافر بی مار = سف
یوسف
بیتی که نوشتی از مضمون تهی می‌نمود! فی الجمله ابیات جدیدی در رسای پیامبر عظیم الشّأن اسلام به پست افزودم که هوش از سر عالم و آدمیان ببرد...
دستت درد نکنه بانی خیر شدی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">