«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

بسم ربّ المهدی

« کاف هاء یاء عین صاد »
کربلا، هلاکت، یزید؛
و عطش؛
و صبر؛
همه برای رسیدن به آرمان‌شهر موعود است

آری راه «قدس» از «کربلا» می‌گذرد...
و شاهراه «ظهور»
از همین‌جا آغاز می‌شود،
به قدمهایت نگاه کن
.
.
.

تبلیغات

Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

آخرین نظرات

طبیب روحانی

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۵ ق.ظ

با مطالعه کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی»، پاسخ بسیاری از مسائل و دغدغه هایی را که انگیزه مطالب و پست های قبلی بود، یافتم لذا در ادامه مباحث علم دینی و تکنولوژی و دانشگاه اسلامی، مطالعه آن را پیشنهاد میکنم.

این اثر آیت الله جوادی آملی و همچنین مستند 6 قسمتی که بیانگر سیره علمی و عملی ایشان است از لینکهای ذیل قابل دسترسی است:

دانلود کتاب

لینک دانلود مستند

از باب نمونه در بخش سوم مستند، حجت الاسلام واعظی منظور از عقل را از نظر آیت الله جوادی آملی بدین گونه تبیین می‌کنند:

اولا ایشان عقلی که می‌گوید، این عقل را با عرض عریضش در نظر می‌گیرد، یک طیف در نظر می‌گیرد، نه خصوص عقل تجریدی فلسفی و برهانی فلسفی، عقل که ایشان می‌گوید، اعم از عقل تجربی، عقل نیمه تجریدی یا عقل ریاضی و عقل فلسفی و عقل ناب عرفانی؛ یعنی ایشان وقتی می‌گوید عقل حجت است، عقل را به عرض عریضش می‌گوید حجت است نه خصوص عقل برهانی، لهذا طبق مبانی ایشان، حتی عقل تجربی که در علوم و فنون و تجربی متعارف، فیزیک و شیمی و اینها رواج دارد، حتی این عقل را ایشان حجت می‌داند

...

یافته های علمی، مادامی که این یافته‌ها ابطال نشدند و بی اعتباری شان اثبات نشده، تو فضای خودشان و فضای کاربری آنان در حوزه های انسانی حجت است یعنی چه؟ یعنی مثلا اگر کسی فرزندش بیمای سختی گرفت و اطباء بر اساس همان دانش تجربی خودشان تجویزهایی کردند و داروسازها و داروشناس‌ها بر اساس علوم تجربی خودشان توصیه‌هایی داشتند به لحاظ درمانی و از لحاظ دارویی، هیچکس نمی‌تواند بگوید که خب اینها که برهانی نیست، اینها که قطعی نیست، اینها تجربی است و تجربی هم خب ابطال پذیر است ممکنه 10 سال دیگه 100 سال دیگه 50 سال دیگه بعضی از این یافته‌های پزشکی و یافته‌های داروشناسانه و یافته‌های دیگر علوم تجربی ممکن است ابطال بشود، پس من به اینها بی‌اعتنا باشم ایشان می‌فرماید که اینها حجت است، حجت شرعی است، یعنی اگر کسی بی‌اعتنایی کرد به این توصیه‌ها و بی‌اعتنایی کرد به دانش روز و فرزندش مثلا مشکلی پیدا کرد این قیامت مسئول است و پاسخگو باید باشد حجت شرعی بر او تمام می‌شود.

...

یک هواپیمایی می‌خواهید بسازید ولی بگویید من به این دانش فیزیک و ریاضی روز بی اعتنا هستم به خاطر اینکه اینها معلوم نیست که شاید بعدا ابطال شود ایشان می‌گویند که شما مسئولیت شرعی دارید (بر) شما عقل تجربی حجت است، حتی حجت شرعی است، همچین نگاهی ایشان به علم دارد

در بخشی از همین مستند، آیت الله جوادی آملی، بیان می‌کنند که:

ما درحوزه می‌گوییم خدا چنین گفت، خدا چنین گفت، خدا چنین گفت؛ شما در دانشگاه می‌گویید خدا چنین کرد، خدا چنین کرد، خدا چنین کرد؛ کار شما اگر دینی‌تر از کار ما نباشد، کمتر نیست، منتها آن مسئله فلسفی بنیادی را باید دقت کنید و آن این است که آیا ما علم دینی داریم یا نه؟ این مسئله که آیا علمِ دینی هست یا نیست؟ این هستی شناسی است دیگر، این را هیچ -یعنی هیچ- هیچ علمی جواب نمی‌دهد مگر فلسفه. چون آن کوه بلندی که شمش طلا تولید می‌کند، فلسفه است، بعد انگشتر سازی و النگو سازی و گوشواره‌سازی را علوم دیگر باید بروند، زمین را زمین‌شناس میداند، بدن را طبیب می‌داند، دام شناسی را کشاورزی را سپهرشناسی را نجوم را، اینها انگشترها و النگوهای علومند اما در جهان چه هست این شمش طلاست، فقط فقط انگار فلسفه است، علوم دیگر آن قد و قواره را ندارند که درباره کل جهان بحث کنند، آیا علم دینی در جهان هست یا نیست، این را فلسفه باید جواب بدهد.


پ.ن:

جهت آشنایی با فلسفه اسلامی و همچنین یافتن مصادیق برای تشبیه مورد استفاده آیت الله جوادی آملی پیشنهاد میکنم به خبرنامه حکمت اسلامی مراجعه نمایید. مثلا در شماره 13 درباره زمان در فیزیک و فلسفه و در شماره 40 درباره انرژی در فیزیک و فلسفه مطالب جالب توجهی دارد.


حاشیه نوشت:

لینک دعوت برای تدریس فلسفه اسلامی و پزشکی در دانشگاه منچستر نیز جالب توجه است. بحثهایی راجع به فعالیتهای دانشگاه جامعة المصطفی در زمینه "معنا درمانی" از حجت الاسلام داوود نژاد شنیده بودم که یحتمل این دو مورد از سنخ یکدیگرند.

نظرات  (۱)

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۱۰ ادریس میرویسی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام.
تو که کم پیدا تری :)

مستنده رفت توی لیست دانلودم.

"عقل که ایشان می‌گوید، اعم از عقل تجربی، عقل نیمه تجریدی یا عقل ریاضی و عقل فلسفی و عقل ناب عرفانی؛"
این تقسیم بندی ها رو کی انجام داده؟ من واقعا نمی فهممشون.
"مثلا اگر کسی فرزندش بیمای سختی گرفت و  ..."
به نظر من نه تنها علم تجربی حجته، بلکه علمِ احتمال هم حجته. یعنی وقتی با محاسبه می فهمی 1درصد احتمالِ وقوعِ یه اتفاق وجود داره، به اندازه ی همون 1درصد حجیت داره برات.
** *** ** *** *** **** ** ****** **** ***** **** **** **** **** ** **** ** **** **** ** *** **** **** ***** ** *** **** *** ***** *** **** **** ***** *** ****** ** ** ***** **** ***** **** *****
الان به نظرم این چیزی که ازشون نقل کردی واقعا چیزِ واضحی بود، یعنی اگه کسی نظر مخالفی با این داشته باشه احتمالا بهش می گم احمق. 

"هیچ علمی جواب نمی‌دهد مگر فلسفه. چون آن کوه بلندی که شمش طلا تولید می‌کند، فلسفه است"
"علوم دیگر آن قد و قواره را ندارند که درباره کل جهان بحث کنند"
به نظر من اگه علومِ دیگه این توانایی رو نداشته باشن، فلسفه هم نداره.
یعنی: یا باید بگی با مجموعه ی علوم می شه جهان رو بهتر فهمید، و یا بگی جهان رو نمی شه فهمید.
یه نشانه اش اینه که فلسفه به شدت تحت تاثیر علوم دیگه است.

درباره ی "حاشیه نوشت":
بله، تمدن عظیم غرب، برای تغذیه ی خودش به فلسفه و پزشکی اسلامی نیاز داره. به فلسفه و پزشکی هندو هم نیاز داره، به همه چی نیاز داره. (برتری ای برای اسلام اصلا نیست. البته شاید تو هم منظورت از این جمله این نبوده که اسلام چقدر خفنه.)
"معنا درمانی" توی روانشناسی یه موضوع کاملا غربیه؛ توسط اسلام به وجود نیامده. (راستی، فلسفه هم توسط اسلام به وجود نیامده)
(پایه گذارانش و مبانیش و ... غربی بوده اند.)

چقدر باهات مخالفم حامد! به طور کلی. :)

(هر وقت جواب دادی برام کامنت بذار،
دقیق جواب بده، چون خیلی دقیق می نویسم.)
پاسخ:
- این تقسیم بندی رو علما انجام دادن... شواهد روایی مستقیم و غیر مستقیم هم داریم؛ مثلا :

حضرت امام على علیه السّلام می فرماید: « اَلْعَقْلُ عَقْلَانِ عَقْلُ الطَّبْعِ وَ عَقْلُ التَّجْرِبَةِ وَ کِلَاهُمَا یُؤَدِّی إِلَى الْمَنْفَعَةِ وَ الْمَوْثُوقُ بِهِ صَاحِبُ الْعَقْلِ وَ الدِّینِ وَ مَنْ فَاتَهُ الْعَقْلُ وَ الْمُرُوَّةُ فَرَأْسُ مَالِهِ الْمَعْصِیَة » .  (بحارالانوارج 75ص 6 )   

عقل دو نوع است: 1- عقل ذاتى. 2- عقل تجربى و هر دو موجب بهره‏‌مندى انسانند. کسى که در گرو عقل است صاحب عقل و دین است و هر که فاقد آنست سرمایه‏‌اش گناه و معصیت است.

و نیز می فرماید: العقل عقلان: مطبوع و مسموع، و لا ینفع مسموع إذا لم یک مطبوع، کما لا تنفع الشمس وضوء العین ممنوع. ( تحریرالمواعظ العددیة  ص 184   فصل چهارم  )

عقل دو قسم است: فطرى (که در سرشت است) و کسبى، (که از تجربه است) اگر عقل فطرى در کار نباشد کسبى سودى نبخشد چنان که نور خورشید به حال نابینا نفعى ندارد.


- باهات میتونم موافق باشم! علم احتمال هم برآمده از تجربه و آزمایش است و نتایجش رو میشه به آزمون گذاشت. شهید صدر راجع به احتمال یا «علم اجمالی» بحثهایی دارند، اینجا رو ببین؛ و اینجا
- بخشی که شخصی بود رو حذف کردم و نمیدونم چه چیزی نوشته شده در این کتاب.
- به نظر من حجیت عقل تجربی خیلی واضح نیست... حتی عقل تجریدی هم! نمیگم حجیت نداره یا درجه ضعیفی داره، بحث سر وضوح و پیچیده بودنه (البته عقل، معصوم است)
حتی در خود غرب، در برهه ای از تاریخ، کارگران به عقل تجربی و ماشین پشت کردن... امام خمینی(ره) جمله ای دارن قریب به این مضمون که اگر تزکیه نفس نباشه، هیچ علمی فایده نداره، حتی علم توحید. (البته یه فرق بسیار ظریف اینجا وجود داره و اون رابطه عقل با علم هست)
- در این جمله ات "به نظر من اگه علومِ دیگه این توانایی رو نداشته باشن، فلسفه هم نداره." اینجا یه خلط مبحث شده. آیت الله جوادی آملی هم عقل(به تبع فلسفه) رو در قد و قواره سراج میدونن نه صراط. علوم باید قد و قواره خودشون رو حفظ کنن... فلسفه تولید فکر میکنه، فکر هم تولید علم میکنه.
فلسفه چند مدل شده و متنوع شده... فلسفه تحلیلی و تجربی و مضاف و غیره ... احتمالا این مسئله درستیه که فلسفه تحت تأثیر علوم دیگه است.. کما اینکه در پست قبل هم نوشتم که فلسفه غرب به خاطر یافته های علوم شناختی به زعم برخی اندیشمندان غرب، در حال نابودیه! (اگه مصاحبه با آقای میرزا بیگی و لینک صوتی دکتر سپهری رو خونه باشی، اون بخشی که از اشتباه دکارت در تفکیک سوژه و ابژه بحث میکنه)
یا مثلا بحث حرکت جوهری ملاصدرا هم برخاسته از برخی آیات قرآن بود طبق اظهار نظر خودش... با همه اینها علوم وقتی فلسفه رو تحت تأثیر قرار میدن، باز هم قد و قواره خودشون رو حفظ می‌کنن.
- من منظورم این بود که چه جالب از یه علم تجریدی در کنار یه علم تجربی یعنی پزشکی، استفاده میکنن و برخی از فیلسوفان و دانشمندان تجربی ما هنوز اندر خم یک کوچه هستند، خودمم جزوشون! درباره‌ی معنا درمانی اینجا رو بخون، گرچه جامع و کامل نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">