«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

بسم ربّ المهدی

« کاف هاء یاء عین صاد »
کربلا، هلاکت، یزید؛
و عطش؛
و صبر؛
همه برای رسیدن به آرمان‌شهر موعود است

آری راه «قدس» از «کربلا» می‌گذرد...
و شاهراه «ظهور»
از همین‌جا آغاز می‌شود،
به قدمهایت نگاه کن
.
.
.

تبلیغات

Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

آخرین مطالب

آخرین نظرات

پیوندها

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

به نظرم برای پیشبرد حق یا پیروزی حق بر باطل، سه رویکرد میشه داشت؛

1- منطق « لا إله إلّا الله » که با نفی باطل (ها) به حق میرسیم.

2- منطق «جاء الحق و زهق الباطل» که با آمدن حق؛ جنس باطل، خود به خود نفی و نابود می‌شود.

بَلْ
نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (سوره انبیاء - آیه 18)

3- منطق شهود! در کل حق «نفی» شدنی نیست؛ اما برای پیشرفت اگر کار بالا بگیرد؛ حاضر است به مرحله «فناء» (یا همان شهادت) برسد.

در مقابل، مدعیان باطل برای پیشبرد اهداف و آرزوهایی که تصور میکرده حق است؛ رویه خود را بر فانی کردن قرار می‌دهد...(نه فنا شدن!)

من انقلابی ام


حاشیه نوشت:

 این لینک رو هم ببینید. به مناسبت ایام؛
 

‌ ‌
۲۲ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

تیغ ابرویت غزل را در خطر انداخته

پیش پایت از تغزل بس‌که سر انداخته

 مرد این میدان جنگ نابرابر نیستم

تیر مژگانت ز دست دل سپر انداخته

بنده ای؟ پروردگاری؟ این شکوه لایزال

 شاعرانت را به امّا و اگر انداخته!

نامی از میخانه‌ها نگذاشت باقی نام تو

باده را چشم خمارت از اثر انداخته

ساقی معراج، عرش گنبد خضرایی‌ات

جبرئیل مست را از بال و پر انداخته

کار دیگر از ترنج و دست هم، یوسف گذشت

تیغ، سرها را به اظهار نظر انداخته

 سود بازار نمک انگار چیز دیگری است!

خنده‌ات رونق ز بازار شکر انداخته

عاشق و معشوق‌ها از هجر رویت سوختند

عشق‌تان آتش به جان خشک و تر انداخته

این تنور داغ مدح چشم‌هایت؛ مهربان

نان خوبی، دامن اهل هنر انداخته

مهربانی نگاهت، ای صبور سر به زیر

دولت شمشیر را از زور و زر انداخته

تا سبکباری دل، چوب حراجت را بزن

چین زلفت در سرم شوق سفر انداخته

 آمدم بر آستانت در زنم، یادم نبود

میخ سرخی، کوثرت را پشت در انداخته

(وحید قاسمی)



قبة الخضرا - قبرستان بقیع

خُم که نگون گشت یکی قطره ریخت؛
هوش ز مدهوش دو عالم ببرد.


پ.ن:

قطره، استعاره از نقطه‌ی «خم»

‌ ‌
۰۸ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۱۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر