«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

بسم ربّ المهدی

« کاف هاء یاء عین صاد »
کربلا، هلاکت، یزید؛
و عطش؛
و صبر؛
همه برای رسیدن به آرمان‌شهر موعود است

آری راه «قدس» از «کربلا» می‌گذرد...
و شاهراه «ظهور»
از همین‌جا آغاز می‌شود،
به قدمهایت نگاه کن
.
.
.

تبلیغات

Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

آخرین مطالب

آخرین نظرات

پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عقل» ثبت شده است

قرآن کریم عقول بشر را به سوى به کار بستن هر امرى که استعمال آن فطرى او است و به سوى پیمودن راهى و روشى که به حسب طبع با آن مأنوس است و طبعش آن راه را مى‌شناسد هدایت می‌کند و آن عبارت است از مرتب و منظم کردن آنچه را می‌داند براى به دست آوردن آنچه را که نمی‌داند، آرى عقل بشر مفطور بر چند نوع تفکر است، مفطور بر این است که مقدماتى حقیقى و یقینى را در ذهنش ترتیب دهد، و از ترتیب آنها به نتایجى تصدیقى و واقعى که قبلا نمی‌دانسته برسد، و این همان برهان منطقى است، و مفطور بر این است که مقدماتى مشهور و یا مسلّم در برابر خصم را که مربوط به مقام عمل است و سعادت و شقاوت یا خیر و شر یا نفع و ضرر به بار مى‌آورد و یا انجام آن خوب و سزاوار و یا زشت و ناپسند است و بالآخره مقدماتى از این‌گونه امورى که کلا امورى اعتبارى است ترتیب دهد، و خصم خود را ساکت و قانع سازد، و این همان جدل است که خود در منطق، فنى جداگانه است سوم اینکه مفطور است به اینکه در موارد خیر و شر احتمالى مقدماتى (نه چون یقینى در برهان، و نه چون مشهور و مسلّم در جدل بلکه) ظنّى مرتب کند، تا از آن ارشاد و هدایت به سوى خیر مظنون و یا ردع و منع از شر مظنون را نتیجه بگیرد که این فن موعظه است، و این سه طریق تفکر یعنى طریقه برهان و جدل و وعظ را خداى عز و جل در یک آیه از کلام مجیدش آورده و مى‌فرماید:" ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ"  که على الظاهر مراد از حکمت برهان است، به شهادت اینکه در مقابل موعظه حسنه و جدال قرار گرفته.
...
بله در این میان، یک حقیقت دیگر قرآنى هست که نمى‌توان انکارش کرد و آن این است که داخل شدن انسان در تحت ولایت الهى و تقرّبش به ساحت قدس و کبریایى خداى تعالى انسان را به آگاهی‌هایى موفق مى‌کند که آن آگاهی‌ها را با منطق و فلسفه نمى‌توان به دست آورد، درى به روى انسان از ملکوت آسمانها و زمین باز مى‌کند که از آن در، حقائقى را مى‌بیند، که دیگران نمى‌توانند آنها را ببینند، و آن حقائق نمونه‌هایى از آیات کبراى خدا، و انوار جبروت او است، انوارى که خاموشى ندارد.
امام صادق (ع) فرموده: اگر نبود که شیطان‌ها پیرامون دل‌هاى بنى آدم دور مى‌زنند، هر آینه انسان‌ها مى‌توانستند ملکوت آسمانها و زمین را ببینند، و نیز در میان روایاتى که بیشتر راویان آن را از رسول خدا (ص) روایت کرده‌اند این حدیث است که آن جناب فرمود: اگر زیاده روى شما انسان‌ها در سخن گفتن نبود، و اگر پریشانى و آشفتگى دل‌هاتان نبود، هر آینه شما هم مى‌دیدید آنچه را که من مى‌بینم، و مى‌شنیدید آنچه را که من مى‌شنوم.
...
و قرآنى بودن این حقیقت منافاتى با سخنان قبلى ما ندارد (که گفتیم قرآن کریم طریقه تفکر فطرى را که خلقت بشر بر آن طریقه است و حیات بشر مبتنى بر آن است پیشنهاد مى‌کند) براى اینکه رسیدن به ملکوت آسمانها و زمین موهبتى است الهى که خداى تعالى هر یک از بندگان خود را که بخواهد به آن اختصاص مى‌دهد، و معلوم است که عاقبت از آن مردم با تقوا است، (لیکن نمى‌توان کل بشر را از طریقه تفکر باز داشت، به امید اینکه کل بشر مشمول چنین موهبتى شوند)


پ.ن:

برای خواندن متن کامل تر به این لینک رجوع نمایید؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج‏5، ص 414 تا ص 460


‌ ‌
۰۷ دی ۹۷ ، ۱۸:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


بهترین ترجمه ای که برای آیه 75 سوره طه یافتم، برای آیت الله صادقی تهرانی است:

و هر کس به حال ایمان نزدش آید که به‌راستی کارهای شایسته‌(ی ایمان) انجام داده باشد، ایشان برایشان عالی‌ترین درجات است.

پ.ن:
* اصطلاح «درهم‌تنیدگی» (Entaglement) رو از علم فیزیک کوانتوم وام گرفته‌ام؛ برای نشان دادن اینکه "عمل صالح" از "ایمان" نباید مستقل باشد وگرنه بهره‌ای در آخرت ندارد.
‌ ‌
۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

با مطالعه کتاب «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی»، پاسخ بسیاری از مسائل و دغدغه هایی را که انگیزه مطالب و پست های قبلی بود، یافتم لذا در ادامه مباحث علم دینی و تکنولوژی و دانشگاه اسلامی، مطالعه آن را پیشنهاد میکنم.

این اثر آیت الله جوادی آملی و همچنین مستند 6 قسمتی که بیانگر سیره علمی و عملی ایشان است از لینکهای ذیل قابل دسترسی است:

دانلود کتاب

لینک دانلود مستند

لینک اول برای دانلود مستند

لینک دوم برای دانلود مستند

از باب نمونه در بخش سوم مستند، حجت الاسلام واعظی منظور از عقل را از نظر آیت الله جوادی آملی بدین گونه تبیین می‌کنند:

اولا ایشان عقلی که می‌گوید، این عقل را با عرض عریضش در نظر می‌گیرد، یک طیف در نظر می‌گیرد، نه خصوص عقل تجریدی فلسفی و برهانی فلسفی، عقل که ایشان می‌گوید، اعم از عقل تجربی، عقل نیمه تجریدی یا عقل ریاضی و عقل فلسفی و عقل ناب عرفانی؛ یعنی ایشان وقتی می‌گوید عقل حجت است، عقل را به عرض عریضش می‌گوید حجت است نه خصوص عقل برهانی، لهذا طبق مبانی ایشان، حتی عقل تجربی که در علوم و فنون و تجربی متعارف، فیزیک و شیمی و اینها رواج دارد، حتی این عقل را ایشان حجت می‌داند

...

یافته های علمی، مادامی که این یافته‌ها ابطال نشدند و بی اعتباری شان اثبات نشده، تو فضای خودشان و فضای کاربری آنان در حوزه های انسانی حجت است یعنی چه؟ یعنی مثلا اگر کسی فرزندش بیمای سختی گرفت و اطباء بر اساس همان دانش تجربی خودشان تجویزهایی کردند و داروسازها و داروشناس‌ها بر اساس علوم تجربی خودشان توصیه‌هایی داشتند به لحاظ درمانی و از لحاظ دارویی، هیچکس نمی‌تواند بگوید که خب اینها که برهانی نیست، اینها که قطعی نیست، اینها تجربی است و تجربی هم خب ابطال پذیر است ممکنه 10 سال دیگه 100 سال دیگه 50 سال دیگه بعضی از این یافته‌های پزشکی و یافته‌های داروشناسانه و یافته‌های دیگر علوم تجربی ممکن است ابطال بشود، پس من به اینها بی‌اعتنا باشم ایشان می‌فرماید که اینها حجت است، حجت شرعی است، یعنی اگر کسی بی‌اعتنایی کرد به این توصیه‌ها و بی‌اعتنایی کرد به دانش روز و فرزندش مثلا مشکلی پیدا کرد این قیامت مسئول است و پاسخگو باید باشد حجت شرعی بر او تمام می‌شود.

...

یک هواپیمایی می‌خواهید بسازید ولی بگویید من به این دانش فیزیک و ریاضی روز بی اعتنا هستم به خاطر اینکه اینها معلوم نیست که شاید بعدا ابطال شود ایشان می‌گویند که شما مسئولیت شرعی دارید (بر) شما عقل تجربی حجت است، حتی حجت شرعی است، همچین نگاهی ایشان به علم دارد

در بخشی از همین مستند، آیت الله جوادی آملی، بیان می‌کنند که:

ما درحوزه می‌گوییم خدا چنین گفت، خدا چنین گفت، خدا چنین گفت؛ شما در دانشگاه می‌گویید خدا چنین کرد، خدا چنین کرد، خدا چنین کرد؛ کار شما اگر دینی‌تر از کار ما نباشد، کمتر نیست، منتها آن مسئله فلسفی بنیادی را باید دقت کنید و آن این است که آیا ما علم دینی داریم یا نه؟ این مسئله که آیا علمِ دینی هست یا نیست؟ این هستی شناسی است دیگر، این را هیچ -یعنی هیچ- هیچ علمی جواب نمی‌دهد مگر فلسفه. چون آن کوه بلندی که شمش طلا تولید می‌کند، فلسفه است، بعد انگشتر سازی و النگو سازی و گوشواره‌سازی را علوم دیگر باید بروند، زمین را زمین‌شناس میداند، بدن را طبیب می‌داند، دام شناسی را کشاورزی را سپهرشناسی را نجوم را، اینها انگشترها و النگوهای علومند اما در جهان چه هست این شمش طلاست، فقط فقط انگار فلسفه است، علوم دیگر آن قد و قواره را ندارند که درباره کل جهان بحث کنند، آیا علم دینی در جهان هست یا نیست، این را فلسفه باید جواب بدهد.


پ.ن:

جهت آشنایی با فلسفه اسلامی و همچنین یافتن مصادیق برای تشبیه مورد استفاده آیت الله جوادی آملی پیشنهاد میکنم به خبرنامه حکمت اسلامی مراجعه نمایید. مثلا در شماره 13 درباره زمان در فیزیک و فلسفه و در شماره 40 درباره انرژی در فیزیک و فلسفه مطالب جالب توجهی دارد.


حاشیه نوشت:

لینک دعوت برای تدریس فلسفه اسلامی و پزشکی در دانشگاه منچستر نیز جالب توجه است. بحثهایی راجع به فعالیتهای دانشگاه جامعة المصطفی در زمینه "معنا درمانی" از حجت الاسلام داوود نژاد شنیده بودم که یحتمل این دو مورد از سنخ یکدیگرند.

‌ ‌
۳۰ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱ نظر