«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

... اوست که همۀ کارها و زمام همه‌ی امور در دست اوست و ما هیچ و هیچ اندر هیچ هستیم. امام خمینی(ره)

«آرمان‌شهر»

بسم ربّ المهدی

« کاف هاء یاء عین صاد »
کربلا، هلاکت، یزید؛
و عطش؛
و صبر؛
همه برای رسیدن به آرمان‌شهر موعود است

آری راه «قدس» از «کربلا» می‌گذرد...
و شاهراه «ظهور»
از همین‌جا آغاز می‌شود،
به قدمهایت نگاه کن
.
.
.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
پیوندها

حجاب، اجباری؟ اختیاری؟

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۶:۵۱ ق.ظ

وقتی خبر برخورد با بانوی آمر به معروف و ناهی از منکر در موضوع حجاب رو خوندم، تصمیم گرفتم به جای تحسین و تحلیل اجتماعی از شجاعت آن خانم ناهی از منکر و یا تقبیح و ابراز حس برائت نسبت به کار اطرافیان که فقط واستادن و نگاه کردن و تحلیل اجتماعی این بی‌تفاوتی (که در جای خودش لازم هست)، تحلیلی مبتنی بر عقل و نقل درباره‌ی اصل موضوع بنویسم. از طرفی شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام هم هست و از خطبه نهج البلاغه گفتم تا به کلام معصوم نورانی شویم.

نخستین استدلالی که درباره موضوع اجباری بودن حجاب میشه و از جمله در خبر اخیر وقتی دقت کردم و چند جای دیگه که خاطرات رو میخوندم، اینه که به بدحجاب تذکر داده میشه که بالاخره ما شهروند این مملکت هستیم و مملکت قانون داره... لذا باید به قانون احترام گذاشت و حجاب رو رعایت کرد... شکی در درستی این حرف نیست، اما سؤال اینجاست وقتی یک جوان بدحجاب (اعم از مرد و زن) میتونه با دقت در پوشش، و نپوشیدن مانتوهای تنگ، زیبایی و وقارش رو همچنان حفظ کنه، چرا اصرار داشته باشه به پوشش زننده و یا با جلوه آسیب زننده (چه خودش و چه دیگران)؟ طبعا برخورد قانونی بر عهده دستگاه‌های ذی‌ربط هست، ولی من میخوام از یه زاویه دیگه به قضیه نگاه کنم... به نظرم صحبت از قانون باید در مرحله آخر عنوان بشه با مطالعه و سرمشقی که در روایت ذیل داشتم:

امام حسین (سلام الله علیه) در روز عاشورا در مرحله آخر، بعد از اینکه هیچ چیز تأثیر نکرد، فرمودن:

... (اى گروه شیطان) اگر شما را دین نیست و از روز قیامت نمی‌ترسید، آزاده باشید و باز گردید به انساب خود اگر شما اعراب هستید.

یعنی اگه دین شما براتون حجت نمیاره، حتی اگه به قوانینی که مورد پذیرش عقلا از پدرانتون بوده پایبند باشید، دست از جنگ باید بردارید.

.

.

... در مورد حجاب نیز من این طور فکر میکنم؛ که نباید سریع رفت سراغ استناد به قانون، چه اینکه برخی افراد به خاطر جهل و ناشناخته بودن ثمرات حجاب و پیامدهای بدحجابی و یا ترس از جو جامعه یا از روی هوا و هوس جوانی و خودبینی و نه با قصد قانون‌شکنی این خطا رو مرتکب میشن... و بلکه بشه با راهنمایی از جنس خود دین و مذهب، تأثیر گذاشت.(همان طور که امام ابتدا با ادبیات درون دینی، افراد رو نصیحت کردند و بعد ارجاع دادن به سنتهای خوب در انساب اعراب) اینکه در مرحله نخست، چه بیانی اثرگذار تر هست، دوستان استاد ما هستند؛ مثلا با گفتن سیره و نام حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و معرفی ایشون به عنوان الگوی یک زن کامل یا گفتن از حجاب در سایر ادیان الهی و ... احتمالا اثر بهتری بشه گذاشت. (البته بنده در موارد خاصی که خبرش بیرون اومد اظهار نظر نمیکنم و به طور کلی میگم، و در اون شرایط خاص نبودم)

اما اگه بخوام استدلالی نگاه کنم، یکی از بهترین استدلال‌ها رو در کلام امیرمؤمنان یافتم. امام علی (سلام الله علیه) که خود حاکم جامعه اسلامی بودن در خطبه 40 نهج‌البلاغه فرموده‌اند: (قریب به مضمون)

« (به ناچار) برای مردم یا امیر نیک یا امیر بدکار باید باشد. اگه امیر نیک باشه، در مملکت یه سری تکالیف داره مثلا مالیات بگیره، امنیت برقرار کنه، حق ضعیف رو از قوی بگیره، با دشمنان مبارزه کنه...
و همه اینا باید باشه تا اینکه از جمله در فرمانروایی او، مؤمن از شر بدکار در امان باشد...(یُستَراحَ مِن فاجر) »

امیرالمؤمنین یه جامعه با امیر نیک رو توصیف میکنه. می‌فرماید توی جامعه‌ای که امیرش نیک هست، بالاخره مؤمن یه سری انتظارات طبیعی داره، دلش میخواد از شر بدکار راحت باشه و بتونه کار خودش رو بکنه (یعمل فی إمرته المؤمن). در ادامه مثال میزنم: (مرد)دلش نمی‌خواد مناظر محرک به او تحمیل شود... و یا (زن) نمیخواد خیانت ببینه...دلشون میخواد آرامش روانی حاکم بشه. بالاخره حق طبیعی‌اش هست دیگه!
و از حاکمش هم انتظار داره این رو برقرار کنه. لذا در جکومت امیر نیک، باید راحتی(ظاهری) فاجر گرفته بشه. از این روست که مسیحی و یهودی هم باید برای حفظ راحتی مؤمن در جامعه اسلامی اجبارا به حجاب پایبند باشه...

بگذریم به نظر میرسه با وجود آمار طلاق، در شر بودن بدحجابی شکی وجود نداشته باشه...

----------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

1- بهتر دیدم متن خطبه 40 نهج‌البلاغه رو بنویسم تا سوءتفاهم‌های احتمالی پیش نیاد!

(...)  مردم به زمامدارى نیک یا بد، نیازمندند، تا مؤمنان در سایه حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره بجوید، و مردم در استقرار حکومتش، زندگى کنند، به وسیله حکومت بیت المال جمع آورى می‌گردد و به کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد. جادّه‏‌ها امن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته می‌شود، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران، در امان می‌باشند (...) منتظر حکم خدا در باره شما(اشاره به خوارج) هستم. [و نیز فرمود:] امّا در حکومت پاکان، پرهیزکار به خوبى انجام وظیفه می‌کند ولى در حکومت بدکاران، ناپاک از آن بهرمند می‌شود تا مدّتش سر آید و مرگ فرا رسد.

اشاره کنم که اساسا خطبه، ذیل قضایای مربوط به خوارج بیان شده، همون خوارجی که با زور میخواستن حکم خدا رو بدون در نظر گرفتن حکومت، روی تک تک افراد اجرا کنن... همون خوارجی که خود امام قربانی طرز تفکر شقی ترین آنان شد... از این خطبه اعتدال رو هم میشه آموخت؛ باید حکم خدا رو در جامعه اجرا کنیم. اما نه مثل کشورهای اسماً مسلمان عربی منطقه و نه مثل طالبان!

نظرات  (۳۴)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

مطالب نوشته شده خیلی زیادن، *** ******** *** **** **** ****** ***** ** **** *** *** ***** ** **** **** *** ****** ***** *** ** ***

به حجاب من سنگر من:

اتفاقا "قطعا" بدتر از این خواهد شد. شک نداشته باشید. اگه شما سراغِ بدی ها نرید، اونا سراغ شما میان. یکی از پایه های امر به معروف و نهی از منکر هم همینه، اگه تو در مقابل بدی کاری نکنی، اون با تو کار داره و گندش تو رو هم می گیره.

یه نکته ی مهم تو امر به معروف و نهی از منکر زمینه سازیه، یعنی فردی که داره نهی از منکر می شه باید بدیِ گناه رو بدونه (که خیلی اوقات می دونه). اگه نمی دونه باید براش توضیح داد (گاهی اوقات یه محبت کوچیک می تونه توضیح دهنده باشه!)

****** ***** ** ** **** **** *****

پاسخ:
1- اینکه قطعا بدتر از این خواهد شد؛ به نظر من کامل نیست... بدی بدتر خواهد شد و خوبی هم خوب تر...
موج اسلام خواهی در دنیا داره مردم رو بیدار میکنه و ما می‌خواهیم به قول امام خمینی، پرچم لاإله‌إلاالله رو بر قلل جهان برافراشته کنیم...
2- گاهی اوقات هم به جای محبت کوچیک، اخم یا اوقات‌تلخی‌کردن کارسازه!
- - - - -
ببخشید که قسمت هایی که خیلی به مطالب پست ربط نداشت، و شخصی بود، ستاره دار کردم!
۲۹ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۲۶ حجاب من سنگرمن

سلام بله درست می فرمایین تاجایکه می تونیم بایدامربه معروف کرد

ای کاش مصلح زمان زودبیاداسلام خیلی توخطره

آدم دلش میگیره اون اسلامی که پیامبرمون اون همه براش زحمت کشیدن وزجردیدن بعدش 11امام براسرپانگهداشتنش یکی یکی ناجوانمردانه به شهادت رسیدن وشهدامونم که 8سال جانانه دفاع کردن تا........

خدامیدونه تواون دنیاچطورمیخایم جواب اوناروبدیم

 وقتی چشمم به عکس شهدامی افته خجالت میکشم انگارشهیدباهام حرف میزنه .......

پاسخ:
سلام، وقتی آسمان عین ظلمت و تاریکی و دود شد؛ امید به باران هست...
۲۷ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۰۰ حجاب من سنگرمن

سلام ممنون ازدعوتتون مطالبتون عالی بودخصوصابحثتون باادریس

به نظرمن درصدبالایی ازبی حجابی الان جامعه مابابت شکستی که ازتهاجم فرهنگی خوردیم وصلاح این تهاجم هم  ازدریچه  ماهوارهابودوهست طوری توذهن دختراوخانماتزریق میکنن که ارزش یه زن به زیبایی ظاهری ونمایش گذاشتن اونابرادیگران خب خانماهم دارن سراین باهم رقابت می کنن اون وقت حجاب میشه نمادعقب موندگی ......

بعیدمیدونم این وضع بی حجابیاتوجامعه الانمون اصلاح بشه ای کاش لااقل دیگه بدترازاین نشه-

مطالبتون فوق العاده پرمحتواست خوشحالم که باسایتتون آشناشدم  باافتخارلینکتون میکنم.

پاسخ:

سلام، نظر لطف شماست. بیشتر مینویسم تا یادم بماند و فراموش نکنم.
درسته، وقتی انسان حقوق و ارزش خودش رو با ضدش اشتباه می‌گیره، کارش سخت می‌شه؛ اما نباید ناامید هم بود... حداقل از این جهت که فرصتی برای افراد اصلاح‌طلب‌نما به وجود بیاد و مسجد ضرار بسازند و
فرمایش شما بنده رو وادار کرد تا برم درباره قضیه‌ی «توبه‌ی جمعی قوم حضرت یونس»، تحقیق کنم تا از تجربه شون درس بگیرم:

فَلَوْ لا کانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إیمانُها إِلاَّ قَوْمَ یُونُسَ لَمَّا آمَنُوا کَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى‏ حین‏
پس چرا هیچ شهری نبوده است که [ اهلش ] ایمان بیاورد تا ایمانشان به آنان سود دهد؟ مگر قوم یونس که وقتی ایمان آوردند ، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و آنان را تا پایان عمرشان [ از الطاف و نعمت های خود ] برخوردار نمودیم. (یونس، آیه 98)

حتی اگه نشه کاری کرد و حتی اگه وضع از این بدتر بشه؛ شاید کمترین ثمره امر به معروف و نهی از منکر، نجات خود آمر به معروف و ناهی از منکر هنگام نزول بلاست:
فَلَوْ لا کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ قَلیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فیهِ وَ کانُوا مُجْرِمین‏

پس چرا در میان امت هایی که پیش از شما بودند ، مصلحانی دلسوز نبودند که [ مردم را ] از فساد در زمین بازدارند؟ مگر اندکی که [ به سبب بازداشتن مردم از فساد ] نجاتشان دادیم. و آنان که ستم کردند دنباله رو [ و دل بسته ] چیزی از نعمت و ثروت شدند که در آن به سرکشی و طغیان افتادند ، و آنان گنهکار بودند (هود، آیه 116)

:) یعنی داره تموم میشه؟ باورم نمیشه!! 

تو هم تایید می کنی که مرزی وجود داره، و البته وقتی اون مرز مشخص شد به قول تو از خجالتش در میایم..
پاسخ:
چی تموم میشه؟ بحث؟
إن شاء الله در دوران ظهور امام زمان مشخص خواهد شد...
تا قبل از اون بر اساس هرچی که از روایات فهمیدیم و تعقل کردیم موظفیم انجام بدیم. هم ما و هم فقیه. حتی اگه ناقص باشه.
من این همه نوشتم کل حرفمو تو این دو خط خلاصه کردی :| ببین، موردهای "واقعی" زیادی هستن که زجر و سختی نماز، اونا رو از دین زده کرده، طرف مثلا چند سال به سختی نماز می خونه، بعد می ذارش کنار تا آخر عمر، همه ی دینو می ذاره کنار. الان تو می گی خب این یه جای کارش اشکال داشته،خب باید یه فرصتی به خودش بده که بفهمه مشکل داشته و مشکلشو برطرف کنه، با مثال که نمی شه چیزی رو ثابت کرد، تو روند هدایت بزرگان و ائمه رو نگاه کن، مثلا طرف به یه تازه مسلمون می گفته تو یه وعده نماز بخون، کم کم زیادش کن، اصلا هدف اسلام اینه که فرد روی پای خودش بایسته، البته این حرفو قبول دارم که خیلی اوقات باید سختی باشه تا کم کم آدم بزرگ بشه، اختلاف ما توی "مرز" این حرف هاست، تو همه ی حرفای منو اینطور برداشت کردی که من ادعا دارم هیچ سختی ای نباید باشه.
خب، من هم می گم منع دستوری باید وجود داشته باشه، ولی "شاید" مرزش اینجا نباشه، تو همین "شاید" من رو هم قبول نمی کنی و با قطعیت می گی اصلا چنین شایدی وجود نداره!
درباره ی نحوه تبلیغ بدی های بدحجابی، (ربطی به بحث نداره، تو پرانتزه) زیاد نباید علمی بحث کرد، چون علم دست دشمنه، و اصلا قدرت این رو نداره که در این مورد بحث کنه، شاید فردا ثابت شد از نظر فیزیولوژیکی خیلی هم خوبه! یا مثلا برای زیبایی پوست خوبه.
درباره بی احترامی هم، وسط حرفِ استدلالی ام یه چیزی گفتم، فحش که نبود. حالا در اون مورد زیاد بحث نیست.
به نظر من خیلی از بد حجابی ها به این خاطره، یا حداقل به این خاطر "حجت برشون تموم نشده" یعنی همون که گفتی، همه ی حرف دین به خوبی گفته نشده.
پاسخ:
ببین خود امیرالمؤمنین فرموده من نمیتونم همه احکامی که پیامبر برای اسلام گفته، پیاده کنم چون مردم کشش ندارن و مثلا ممکنه بی دین بشن یا چون به خلیفه های قبلی عادت کردن، اگه بخوام اصلاح کنم گارد می‌گیرن.
حتی اگه مرز دستور رو نگفته باشن نیگاه می‌کنیم به کشش مردم! همین.
حالا یکی ادعا کنه من تحملم پایینه، باید از خجالتش دربیایم به شکلهای مختلف...
فیزیولوژیک رو مثال زدم... اینکه علم ممکنه بعدا نقض بشه واقعا خودش جای تفکر داره.
یه نکته دیگه، اینکه گفتم مگه بچه می ترسونی، آیه قرآن درمورد عذاب برام نیاری. اگر قرآن فقط وعده ی عذاب بود، اون هم مسخره بود، و می گفتم مگه بچه می ترسونی؟

بعضی روش ها فقط نگاهش به ترسوندن و بی دلیل و تعبدی قبول کردن و اینهاست... این اشتباهه.
پاسخ:
حالا مگه چند نفر به خاطر روحیه تعبدی حاکم بر رساله، بدحجاب شدن. بیشتر بدحجابی ها به خاطر ماهواره است.
یه لحظه یاد حرف حاج حسین یکتا افتادم که شاید همین بدحجاب ها روز قیامت جلو ما را بگیرن... و بگن چرا ما رو درست اگاه نکردین و به ما نفهموندین که کارمون اشتباهه؟
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
پرداختن بیش از حد به احکام طهارت عیب داره. (کمکاری در احکام حکومتی یعنی اشتباه در زیاد پرداختن به طهارت) من نمی گم به خاطر حرف بقیه مرز رو بیاریم رو کنیز، می گم شاید مرز کنیز واقعا "حق" باشه.من می گم رویکرد باید این باشه که دین رو طوری عرضه کنیم که طرف حس کنه چیز با ارزشیه، با این روش ها نمیشه ارزش دین رو به طرف فهموند، اصلا تو تربیت بچه هم فقط نباید به بچه بکن نکن گفت، باید مقداری هم آزادی داد، ولو اشتباه کنه، باید به حق رسوندش، نه این که به زور حق رو به خوردش داد، اصلا اون حقی که به خورد کسی بدی دیگه حق نیست، یه حرفیه که یکی زده... تو می خوای بر اساس چیزی که "فکر می کنی" بهتر جواب میده جامعه رو اداره کنی؟ من دارم میگم بیا ببینیم اسلام چی می گه؟ اگر اسلام بگه مرز کنیز درسته، تو نباید بگی نه جامعه به فساد کشیده میشه .... دوتا دلیل روایی میاری، وقتی روش بحث می کنیم باز میری سر این حرف که چه تضمینی هست و .... بله می دونم قبل از جمهوری اسلامی بوده، همون موقع هم اشتباه بوده. (البته رساله اشتباه نیست، "نگاهِ رساله ای" اشتباهه، اینکه فکر کنیم با گفتنِ حرام است و حلال هست یه عده رو هدایت کردیم اشتباهه). اولین دلیل برای اینکه این روش برگرفته از احادیث نیست اینه: (دقت کن)
مثلا تو حدیث هست که الفلان الکار الحرام!!! وقتی به یه عرب می گی حرام، چیزی که به ذهنش می رسه با چیزی که به ذهن منِ فارس می رسه فرق داره، اگه بخوایم درست ترجمه کنیم (تقریبی) باید بگیم امام به طرف فرمود این کار فوق العاده بد است، یا خدا از این کار اصلا خوشش نمیاد و مستحق عذاب خواهی بود. الان تو ذهنت بیار، به یه نفر بگی نماز واجبه چه تاثیری داره، اگه بگی نماز کار خیلی خوبیه چه تاثیری داره، وقتی میگی واجبه اصلا ازت دور میشه، ولی وقتی میگی به صلاحته، کار خوبیه، ضروریه، یه دید دیگه به وجود میاد.
یه چیزی قبلا شاید بهت گفته باشم، احمد قابل می گفت من خوشم نمیاد یه نفر میاد پیشم سوال می پرسه، من فقط بگم حرامه یا حلال، من بهش توضیح میدم چرا حرامه (در حد بضاعت مخاطب) تو جواباش هم وقتی نگاه می کنی واقعا همین جوریه، مثلا یکی ازش می پرسه فلان کار حرامه؟ بعد این میاد مساله رو باز می کنه، جوانبش رو، حرفهای ائمه رو می گه، بعد میگه اینطور که به نظر میاد بهتره بهش نزدیک نشید... اصلا شخصیت قائل میشه برای طرف، باعث میشه طرف رو پای خودش واسته، یه سرچی بکن، اگه از فیلتر شکن استفاده می کنی تو سایتش این چیزا خیلی کامل هست.
الان باز نگی، نمیشه رساله ها رو اینطوری نوشت، چون هزاران صفحه میشه، من می گم رویکرد اشتباهه، قبل از اینکه پایه ی دین تو یه نفر شکل نگرفته نباید با رساله مواجه بشه و دینش رو از رساله بگیره، من تجربه دارم!
برخوردهایی که داشتم و افکاری که دیدم *** **** ** *** *** **** *** **** *** ** *** *** **** ** **** اینقدر مشکل نداشتن سرش. یکی از اشکالها همینه، که "نگاه نمی کنن"، من می گم اصلا چیز دیدنی نباید باشه براشون (درسته غریزه هست و ... ولی رویکردو دقت کن). وقتی هِی می گی واییی فلان چیز خیلی مهمه الان اگه ببینم فلان طور میشم، و در دلت هم دوستش داری عذاب میکشی از ندیدنش، ولی وقتی از چشمت افتاد اصلا اینقدر بی مقدار میشه برات که توجهت رو جلب نمیکنه. یه خاطره از آیت الله بهجت هست دقت کن: ایشون جوونیشون یه جایی بستری بودن، یه پرستار خوشگل (الان خوشگلو حذف میکنه :| ) داشتن، یه بار پرستاره میگه چرا به من نگاه نمی کنی؟ میگن من یه یاری دارم، یه معشوقی دارم که اگه به تو نگاه کنم اون ناراحت میشه، ببین چقدر شیرین، چقدر راحت، چقدر ناز! حالا این رو مقایسه کن با عذابی که بچه مذهبی های ما دارن می کشن! (نگو که ما کجا و اون کجا، اصلا رویکردها متفاوته)
نمیگم به روت بیار، می گم تو ذهنت باشه، مثلا اگه یه نفر لجن بخوره، ما چطوری بهش نگاه می کنیم؟ چطوره که به بی حجابا اینطور نگاه نمی کنیم؟ اتفاقا من دوست دارم نگاه قرآن رو (پ ن پ می خواستی دوست نداشته باش!! :) ) قرآن میگه نگاهتو کم کن، با دقت نگاه نکن، آخرش هم میگه این پاکیزه تره براتون، یعنی دلیلش رو هم میگه. این کجا و این کجا که اگر نگاه کنی چشمات آتیش میگیره تو جهنم!! مگه بچه می ترسونی؟! باید دلیل باشه. بله معاند و مریض بحثش جداست، ولی الان خیلی از نیروهای ما تو بغل دشمنن به خاطر عملکرد بد ما. اشکال نداره بهش بر بخوره، باید بشینه فکر کنه، بحث کنه، ببینه درسته یانه، من اصلا اون رو بدبخت نمی دونم، کسی رو بدبخت می دونم که این حرف رو بدون دلیل قبول کنه. البته سطحش پایین هست، ولی با اصالت دادن به عقل و فکر و احساسِ "خودشه" که امکان رشدش وجود داره، نمیشه گفت فکر نکن، بدت نیاد، بهت بر نخوره! این اتفاقات فرمایشی نیست...
اتفاقا خیلی ربط داره، اینکه ما بخوایم با قانون و بخشنامه ها آدمها رو بهشتی کنیم، یا اینکه بخوایم خودشون بلند شن و راه بیفتن...
خسته شدم!! این بحثا از کل پستای وبلاگم بیشتر شده :)
راستی خیلی به آدم بر می خوره نظرا رو سانسور می کنیا!! الان با حرفای من ممکنه کسی گمراه بشه؟ یادم نمیاد چیز اونقد بدی گفته باشم که مستحق سانسور باشه. این کارت یه جورایی شبیه اینه که به طرف بگی جمله ی آخرت که چرت بود، اصلا صحبت نمی کنیم دربارش ...!!!
پاسخ:
به نظر من کل حرفت اینه چون انسان حریص هست بر چیزی که ازش منع میشه. پس ما نباید چیزی رو به صورت دستوری منع کنیم.
خب فرض کن یه بچه 7 ساله میره سر شیشه نفت، و فکر میکنه آب هست. تو میگی مثلا باید براش توضیح بدیم که این نفته، آب نیست بعد برای اینکه حالیش بشه درش رو باز میکنیم تا بو کنه. خب اگه بچه عاقلی باشه، قبول میکنه اما اگه نباشه و خیلی هم تشنه باشه و به خاطر سرماخوردگی هیچ بویی نفهمه چه کار میکنی؟
خب شیشه رو بر میداری و میگی چند روز صبر کن بعدا خودت میفهمی. هر چقدر هم جلز و ولز کنه اهمیت نمیدی و بعد میری براش آب میاری. خب طبیعی هست که بچه کنجکاو میشه به خاطر اون نفت که ازش منع شده و احتمالا بهونه میگیره و با وجود آب، میگه من همون رو میخوام و غیره.
بعضی از احکام ما همین طوری هست. به قول حاج آقای پناهیان اینکه از نماز لذت نمیبری اشکال نداره یعنی اشکال داره ولی باید با همین زجر و سختی نماز بخونی تا آدم بشی. بعدا لذت میبری. به شخصه تجربه کردم. مثلا کوچیک تر که بودم با سختی دعا میخوندم چه برسه نماز. اما بعد از چند مدت(دو سه ماه) یه دفعه اوضاعم تغییر کرد...
یقین بدون مرز حجاب رو هرچقدر بگیریم، منع دستوری بالاخره باید یه جایی وجود داشته باشه.
حرف اسلام هم سر همین مرزه. اسلام میگه مرز روابط غریزی خانواده، غرب میگه دیسکو و بیرون دیسکو قانون میذارن.
در مورد نحوه برخورد و تبلیغ حجاب تا حالا حرفی نزدم تو کامنتها ولی به نظر من بهترین روش برای تبلیغ حجاب در جامعه کنونی ما با این اوضاع و شرایط، انتشار آفات بدحجابی هست. (وقتی آفات بدحجابی رو میگی یعنی داری نقص و ایراد بدحجاب ها رو به نوعی بهشون یادآور میشی و اینکه متوجه شون میکنی که حس بویایی شون از کار افتاده) یعنی اولویت با نفی باشه بعد اثبات خوبی های حجاب. مثلا این "وبلاگ موفقیت" خیلی نویسنده اش باحاله، اومده بود بدحجابی رو ذیل عنوان آلودگی های بصری از نظر فیزیولوژیکی بررسی کرده. البته فیلم سخنرانی دیدم، نمیدونم تو وبلاگش باشه یا نه.
برای آفات بدحجابی هم لازم نیست از عذاب فقط بگیم، مثلا این مدل احادیث که بدحجابی، به زیبایی پوست ضرر میزنه و غیره.
----------------------------------
علت سانسور کردنم، بی احترامی بود؛ اگه یادت نمیاد بهت میگم شامل کلمه «گند» بود.
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
راه رسیدن به آرامش اینی نیست که می گی. از همون اول می گفتم آزادی کنترل شده، مگه کلمو خر گاز گرفته که بگم آزادی خالی! از اول داشتیم سر حدود کنترل بحث می کردیم. نه آقا جان، توی جامعه ی آرمانی هم باید بیان بیرون، باید مردها زن های غیر محرم رو ببینن!! چرخیدن تو سوراخ سمبه های نکاح این تصور رو به وجود میاره (تصور حقی هم هست) که اصلا جز برای محدوده ی خاصی از بدن! احکام دیگه ای نداره. اسلامی که قراره دنیا رو بچرخونه و آدم رو به خدا برسونه، گاهی محدود میشه به این مسائل. می گم مراجع یه بخشی تو رساله هاشون باز کنن، درباره مسائل حکومتی بحث کنن. مث بحثی که ما **** ****** داریم می کنیم. اول نوشته شد بعد به رای گذاشته شد، روی نوشته هاش میشه بحث کرد، اگر نوشته ها چیز دیگه ای بود رای نمی آورد؟ ... حتی بعد از رای آوردن میشه دوباره روی نوشته ها فکر و بحث کرد و تغییرشون داد. البته مشکل اصلی به نظرم الان "قانون" حجاب اجباری نیست، بلکه همین نگرش به حجابه، که همه به زور باید حجاب داشته باشن، بدون در نظر گرفتن کلاس کار حجاب، حتی بچه مذهبی ها ** *** *** *** *** ** ** **** ** نگاه نمی‌کنن، این رو در نظر نمی گیرن که قدیم ها بی حجابی و دوست پسر و دوست دختر مال آدم های سطح پایینی مثل کنیزها و غلامها بوده، اگر اینطوری فکر کنیم خیلی چیزا حل میشه و خیلی آدم راحت تر میشه، 
اصلا اگر کسی بخواد دینش رو از رساله بگیره احتمال زیاد به این مشکل میخوره، یعنی اینطوری میشه که چون رساله گفته حرام است به موی زن مسلمان نگاه کنی، این آدم تو ذهنش میاد که حتما یه چیزی هست پس!! حتما من باید یه جوریم بشه!! در صورتی که قرآن اصلا اینطوری برخورد نمیکنه، ****** ***** ** *** ** **** *** ** *** ** ******* ****** ** ***** ** ***** ***** *** ** *** ***** *** ***
خیلی دلم پره ازش! بگذریم.
پاسخ:
پرداختن به احکام طهارت هیچ عیبی نداره، عیب در کم کاری در احکام حکومتی است خب الان بر فرض اینکه بخوان اجماع کنن چند تا آیت الله می‌شناسی که صاحب نظر باشن در فقه اقتصاد و بانکداری اسلامی؟ تو برو حرفای امام رو بخون درباره خمس و زکات... ببین چطوری بهشون نگاه میکنه. میگه این خمس و زکات و صدقه ای که تو اسلام اومده و کلی جمع میشه روی هم برای چرخوندن یه مملکته...
درباره همین تعیین رؤیت هلال خود رهبری چندین سال پیش دعوت کردن از نماینده های فلان آقا و فلانی و غیره ... .
تو هم نگرش به حجاب رو خیلی جدی گرفتی. من میگم بر فرض اینکه مرز و بیاریم رو حجاب کنیز، اون وقت چه تضمینی هست که این مرز به خاطر لذت طلبی و حرص باز تغییر داده نشه بعد از چند سال. اصلا بگیم دو دسته با کلاس و بی کلاس. با کلاسها چادری و یا مانتویی مناسبند. بی کلاس رو بگیم مثل چی ؟ چه حجتی داری براش ؟ چه تضمینی داری برای عوض نشدنش؟
درباره رساله حرفت رو قبول ندارم... و این ادبیات هم تا حدی برگرفته از احادیث است... البته بیشتر اجوبة الاستفتائات آقا رو میگم. و این رساله ها قبل از جمهوری اسلامی و قانون حجاب هم بوده.
مسائلی مثل خمس و زکات و امر به معروف و غیره تا حد زیادی وجود داره.
آمار گرفتی که میگی بچه مذهبی ها به بدحجابها نگاه نمیکنن؟! اصلا بچه مذهبی ها نگاه نمیکنند!  (یا حداقل توجهی ندارند) همین نگاه نکردن بعضی وقتها باعث ناراحتی میشه... هم برای خودم پیش اومد تو دانشگاه و هم بقیه رو دیدم... میتونی به وبلاگ یاسین بری یه پست گذاشته تو این زمینه.
من به دید حقارت نگاه کردن رو کامل قبول ندارم. ضمن اینکه حجتی هم براش نداریم. و اون برای جاهای خاصه. مثلا یکی چند بار نامه نوشت به امام باقر و فحش داد. امام دفعه بعد به رو آورد و گفت در اندازه تو همین بس که بینی ات را نزد ما به خاک بمالی.
به شخصه یک جایگزین خیلی خوب برای برخورد با بدحجاب یافتم و اونم آیات قرآن... مثل این آیه : کل شئ هالک إلا وجهه
مگه قرآن چی میگه درباره حجاب؟ میگه چشم هایتان رو فرو ببندید. پس اینم حساسیت زاست؟ اتفاقا خود قرآن میگه من به آدم مریض و معاند ضرر هم میزنم
مثل بیماری که دکتر خوشمزه ترین غذای دنیا رو از اون منع کرده... چقدر بدبخت باید باشه که جنبه‌ی قرآن رو نداشته باشه. مثلا دیدم طرف با خوندن "اولئک کالأنعام" بهش برخورده بود...
---------------------------------------
از بحث اصلی دور نشیم.
نه، مشکلی ندارم با اینکه مرز حجاب مشخص نباشه مشکل ندارم، داریم بحث می کنیم. اینکه گفتم آرامش به هم بخوره رو به طور مطلق نگفتم، ولی به این هم فکر کنیم که آرامش جوونای مجرد شاید تنها ملاک نباشه، به نظرم خیلی جدیش گرفتی. خب تو می گی زن شیعه به خاطر حجاب سرسری نیفته تو دام مانکن شدن، من هم می گم اگر ما آزادی بیشتری برای حجاب بدیم، و طور دیگه ای معرفی کنیمش (به طوری که هر کسی حجاب نداره و فقط آدمای باکلاس و با شخصیت با حجابن ...) اتفاقا تعداد باحجابا خیلی بیشتر می شه ... نه منظورم جوون مجردا بود که قوی تر می شن، در ضمن گفتم که مطلق این حرف رو نزدم، بلکه منظورم این بود زیاد جدی می گیری آرامش رو.
خب این اشتباهه، اصلا نظر اسلام این هم نیست که زنها نیان بیرون، باید بیان بیرون! از حاج آقا قاسمیان شنیدم که آیت الله جوادی تو کتاب زن، آینه جمال و جلال می گن اتفاقا اسلام با این هم مخالفه که بعضیا می خوان زنها رو کلا از صحنه اجتماع حذف کنن، زنها هم باید باشن و برکات خودش رو داره... من فقط روایتشو شنیدم که زن هرچی پوشیده تر باشه بهتره، ولی باید ملاک داشت، نمیشه با توجه به یه روایت حرف زد، حتی اون روایتی که از حضرت فاطمه سلام الله علیهاست که می گه بهترین چیز برای زن اینه که نه کسی ببینش، نه اون کسی رو ببینه، باید سرش بحث بشه، وگرنه نتیجه چیزی میشه که حتی بزرگان هم رعایت نمی کردن!!! نه، نمی گم مشکلات حل بشه، می گم کار بشه، بررسی بشه، به جای پرداختن به انواع طهارت و نجاست و چرخیدن تو سوراخ سمبه های نکاح!! (این الان تیکه بود) بیان مسائل نظام اسلامی رو بررسی کنن.
پاسخ:
آرامش هدف خلقته، برای چی جدی نگیرم؟
الان تو حجاب قرون وسطی در اروپا رو نگاه کن و با الان مقایسه کن، این آزادی دادن ها به کجا رسیده؟ مگر اینکه بگی آزادی کنترل شده. که باز برمیگردیم به حدود کنترل!
در مورد اینکه زن بیاد بیرون، بیشتر منظورم اجتماع مردان بود. و این رو به عنوان یه جامعه آرمانی گفتم. وگرنه به شخصه قبول دارم زن چادری اگه جذبه داشته باشه(با وقار و متین) و بیاد جاهایی که گناه به طور علنی انجام میشه مثل پارکهای دوست دختر و پسر، یه عده دست و پاشون رو جمع میکنن و این مفیده(خب توی جامعه آرمانی که دوست دختر و پسر نیست، لزومی هم نداره زن بیاد بیرون) در مورد همون سوراخ وسمبه های نکاح هم اگه جمع بشن باز قبوله، مسئله سر جمع شدنه. تا حدی هم طبیعی هست.
در مورد چرخیدن در سوراخ و سمبه های نکاح هم شخصا چیز بدی فی نفسه نمیدونم! اینکه باعث میشه آدم همتش همون رعایت خود احکام باشه و همتش خیلی منحرف نشه به سمت تلاش برای کسب تمتعات غریزی. یعنی همت آدم رو متعادل میکنه. اما بر عکس در احکام سیاسی به نظر میرسه خیلی دست و پا گیر نیست. نشون به اون نشونی که هزار و خورده ای ساله، در عمل حکومت اسلامی نداشتیم(گرچه نظریه ها بود) و امام خمینی اولین کسی بود که عمل کرد. و وقتی هم عمل کرد یه عده دست و پاشون بسته شد و شد آنچه شد.
احساس کردم بحث داره تموم میشه و کم کم هر کدوم به یه چیز برای خودمون رسیدیم.
تو میگی اگه حجاب برای آدما با کلاس میبود بهتر میبود. من به نظرت احترام میذارم و 100 درصد رد نمیکنم.
اما من نظرم همون چیزی بود که اتفاق افتاد. یعنی قانون اساسی به رأی گذاشته شد و غیره. برای جامعه آرمانی نظری نمیدم. گرچه حدس هایی میزنم.
بابا جان، من می گم اصلا حکم اسلام این نیست، تو داری نظر اسلامو درباره ی حداقل حجاب رو برای "فرد" مسلمان می گی. من می گم یه عده اسلام شناس جمع شن ببینن تو جامعه ی اسلامی حداقل حد قانونی حجاب چیه. اشکال نداره، اون آرامشی که بخواد با این چیزا به هم بخوره، بذار به هم بخوره، بلکه آدما قوی تر شن. ما داریم حکم اسلامو در میاریم، پس زنها رو اجازه ندیم بیان بیرون تا جذابیتشون بیشتر شه!! اینکه نشد دلیل. دو خط آخرت رو نفهمیدم
پاسخ:
چرا برات غیر قابل قبوله که مرز دخالت حکومت در حدود حجاب به طور صریح در روایات و یا قرآن به ما نرسیده؟ (به ما نرسیده فرق داره با نیومده یا نیست)
من اصلا این حرفت رو قبول ندارم که گفتی اگه آرامش بخواد با این چیزا به هم بخوره بذار بهم بخوره. دو جمله آخر هم که گفتی نفهمیدم ناظر به همین مطلب بود که چه بسا زن شیعه ای به خاطر حجاب سر سری هم که داره نیفته تو وادی مدل و مانکن شدن.
منظورت این بود اگه آرامش از بین بره آدما قوی میشن؟ مثلا اون زن شیعه ی مانکن قوی تر میشه؟!
اتفاقا به شخصه خیلی با این موافقم که زنان رو اجازه ندیم بیان بیرون... ولی حیف که نمیتونم در عمل کاری کنم. از نظر علمی ثابت شده زن هرچه پوشیده تر باشه، زیبایی اش بهتر حفظ میشه! فکر کنم روایتی هم دیدم تو این زمینه.
در مورد اسلام شناسها که میگی بیان جمع بشن دور هم انگار تو باغ نیستی، اگه میخواستن جمع بشن و مشکلات حل بشه که تا حالا شده بود.
کاری ندارم به اینکه اختلاف بین علما رحمت است. گرچه یک معنی اختلاف، رفت و آمد هم هست.

منظورم حرف خدا بود.
بله باید بخشیش مسدود بشه، مرزِ این محدودیت رو داریم مشخص می کنیم.
پاسخ:
فرقی نداره، حرف خدا هم از طریق آیات و روایات به ما رسیده. سه جور مرز میشه تعیین کرد:
1- حداکثری: چادر و پوشیه
2- حداقلی: چیزی که تو عرف بهش میگن حجاب اسلامی، یعنی همون گردی صورت و غیره ولو با مانتو ولی نه چسب و نازک.
3- زیر حداقلی: یعنی چیزی که الان داریم می‌بینیم و متأسفانه کاملا سلیقه‌ای شده.
قبلا هم گفتم از نظر عموم مؤمنین باید یکی از سه تای فوق تعیین بشه... (تو معیار دیگه ای سراغ داری؟) که به شخصه اولی رو می‌پسندم.
تو میگی سر لخت بودن صرف برهم زننده آرامش نبوده ولی مطمئن باش اگه تو یه جامعه‌ی فرضی، پوشش حداکثری مبنا بود، حالت متوسط آرامش رو بهم میزد چه برسه به سر لخت بودن.
توی جامعه ای که دومی مبنا باشه، سومی آرامش رو بر هم خواهد زد و همین طور...
به قول یه بنده خدایی یه زمانی اگه بابابزرگامون آستین کوتاه می‌پوشیدن کلی خوش به حال مامان بزرگا میشد... ولی الان...
چرا یک زن مسلمان و حتی شیعه غیر ایرانی در کشورهای عربی تبدیل بشه به مانکن و مدل؟ اونجا که حساسیت جمهوری اسلامی وجود نداره
الان ما داریم سعی می کنیم حرف اسلام و قرآن رو بفهمیم، بعد تو می گی قرآن برای آرامش هست؟
من می گم اصلا حرف قرآن این نیست که غیر مسلمونا تو جامعه ی اسلامی باید حجاب اسلامی داشته باشن...
پاسخ:
خب توی قرآن خیلی چیزای دیگه نیست...
روایتی داریم که بیان میدارد: «علینا بإلقاء الاصول و علیکم بالتفریع»
یعنی کار معصومین اینه که اصول رو بگن و کار ما اینه که اصول را شاخه بندی کنیم...
اصل آرامش مؤمن هست(در جامعه ای که امیر نیک دارد)، فرعی که لازمه‌ی این اصل هست، اینه که بخشی از خواهش‌های غیر مسلمون، مسدود بشه.

کی گفته این حدی که قرآن معین کرده برای آرامش هست؟ یعنی حداقل حد  برای آرامش هست؟ من می گم اصلا ادعای قرآن این نیست که ما برای آرامش شما حجاب رو وضع کردیم (هرچند به درد آرامش هم بخوره، به نظر من اگر فقط آرامش مد نظر باشه، این حجاب زیادیه) می تونی رد کنی؟
پاسخ:
کل قرآن برای امنیت درون و آرامش هست. هدف خلقت، ایمان به خدا و امنیت هست.
یعنی میخوای هدف از وضع حجاب رو بگم؟
تعیین نکردم، حدس زدم، من فقط گفتم باید حداقلی رو تعیین کرد، با دلیل. پاراگراف دومتو نفهمیدم. منظور از اینکه خطبه جنگی میخونه، این بود که این حرف ها رو داره در مقابل حمله دشمن می زنه، ربطی به مثلا شرابخواری داخل جامعه نداره، با فرض اینکه داشته باشه هم گفتم که امر به معروف و نهی از منکرو ثابت می کنه.

الان تو حداقل رو مشخص کن، با دلیل.
پاسخ:
قرآن حدود پوشش رو برای آرامش مرد یا زن مؤمن رو در اجتماع تعیین کرده. (بدون مد نظر داشتن حکومت)
حالا حاکم یا حکومت هم چون موظف هست آرامش مسلمانان رو تأمین کنه، همون حدود قرآن رو تعمیم میده به جامعه...
(برای تأمین آرامش کفار تضمینی وجود نداره چون تعریفشون متفاوته شاید بگن آرامش ما در لخت مادرزاد بودنه!!)
حالا اگه کسی إن قلت بیاره درون جمهوری اسلامی داره در حقیقت داره میگه قرآن به درستی مرز آرامش رو تشخیص نداده!! که این مردوده.
علت لزوم تعیین شدن حدود هم برای برقراری نظمه... اینکه سلیقه شخصی دخالت نکنه و مثلا یکی نگه آستین کوتاه هم عیب نداره... .
آها، حالا بهتر شد. درباره راحتی مومن، من هنوز نمی تونم بگم حجاب اسلامی "حداقل" حجابیه که مومنین باهاش راحتن. دقت کن که باید حداقل رو لحاظ کرد. به نظر من سرِ لخت به تنهایی باعث اذیت یک آدم سالم نمی شه. بله من می گم توی حکومت اسلامی شرایط جامعه باید طوری باشه که مردم هرچه سریع تر به عالم بالا سیر کنن و مانعی براشون وجود نداشته باشه، ولی به نظر این طور حجاب اجباری که الان وجود داره، به نوعی باعث فراری شدن افراد از حجاب هم میشه، تا اینکه مقداری آزادی بیشتری تو این زمینه بدیم... (البته این یه حرفه، ثابت نشده، هرچند رد هم نشده) اینجایی که رنگی کردی حضرت داره خطبه جنگی می خونه چه ربطی به گناهای داخل جامعه داره؟ در ضمن با فرض اینکه منظور گناهای داخل جامعه باشه، این موضوع امر به معروف و نهی از منکر رو ثابت می کنه، نه "قانون" جامعه ی اسلامی رو. اصلا یه بخشی از مسائل باید به عهده ی خودِ مردم باشه.
پاسخ:
مرز حداقلی رو از کجا تعیین کردی؟ چرا نمیگی آستین کوتاه هم عیب نداره؟
یادت باشه در حکومت نظامی(بلا تشبیه)، کسی نمیتونه تبصره بذاره که اگه خواستی از بقالی سر کوچه ماست بخری، استثنا قائل میشیم.
در مورد بخش رنگی شده قبل از این امام فرمودن ای مردم کوفه به من خبر رسیده که در شهر انبار یکی با 4000 نفر زده مردم رو غارت کرده (که من ننوشتم) و یه عده تو شام، دو تا زن رو غارت کردن...
اگر خطبه جنگی باشه، که به طریق اولی دخالت حکومت محسوب میشه... .
من هم موافق "دخالت حکومت در امر حجاب" به طور کلی هستم.
ولی ما الان داریم درباره ی حدود دخالت صحبت می کنیم، که تو میگی حدش حجاب کامل اسلامیه، و من می گم نه.

محل بحث رو دقت کن.
پاسخ:
مرز و حدود و شروطش رو گفتم، راحتی مؤمن یعنی (یستراح من فاجر) و "اعتنا" البته الان دیگه میشه "تجربه" هم افزود مثل همون آمار طلاق که توی پست اشاره کردم.
و نه تنها عقل خودم بلکه به نظر تمام عقلا، این حجاب کامل اسلامی است که موجب راحت بودن ذهن و غیره میشه
حالا میشه رفت تحقیق کرد بین مؤمنین و ازشون پرسید چه حجابی موجب راحت بودن شما در اجتماع میشه. نه تنها از مردان بلکه زنان مؤمن.
راستی این نکته رو کلا فراموش کردم تصریح کنم؛ که امیرالمؤمنین مستقیم نمی‌فرماید مؤمن باید راحت باشه، بلکه توی حکومت امیر نیک، حق ضعیف از قوی گرفته میشه، با دشمنان مبارزه میشه، مالیات گرفته میشه، راه ها امن میشه و... حتی کافر هم تا یه حدی بهره می‌بره(یستمتع فیها الکافر) همه برای اینه که مؤمن راحت باشه از فاجر.
من فکر میکنم راحتی مؤمن یه چیز عادی نیست که بگیم حالا اگه نشد تحمل میکنه، به نظر من اصلا یه "هدف" در امارت امیر بر هست... .
-------------------------
این روایت رو هم بخون؛ منبع: احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 386 ؛ قسمت مهمش رو رنگی کردم.
شاید روسری زن اهل ذمه هم قابل تأمل باشه؛ شاید. ولی من چیز بیشتری نمی‌دونم... بعدا از یک طلبه می‌پرسم.
... و به من خبر رسیده که گروهى از آن جماعت شامى حرمت یک زن مسلمان و یک‏ زن ذمّى را شکسته و به حریمش تعدّى کرده و روسرى و گوشواره و زیور و زینت و خلخال و زیر لباس از سر و گوش و دست و پاى آنان گرفته‌‏اند، و آن زن مسلمان در برابر این تجاوز چاره‏‌اى جز گفتن استرجاع (آرزوى مرگ) و به یارى طلبیدن مسلمین نداشته است، ولى متأسّفانه کسى به فریادش نرسیده و او را یارى نکرده است، و اگر فرد مؤمنى از این اوضاع بمیرد نزد من سرزنش نشود بلکه نیکوکار و محسن خواهد بود. چقدر جاى شگفتى دارد که دشمن در باطل خود اتّفاق دارد و شما در حقّ خود متفرّق و پراکنده‏اید! همانا شما خود را نشانه و هدف تیرهاى دشمن ساخته‌‏اید و به سوى آنان هیچ تیرى نمى‏‌اندازید، دشمنان شما پیوسته در صدد جنگ و حمله و تجاوزند ولى شما ساکت و آرام نشسته‏‌اید، و آشکارا معصیت خدا مى‏‌شود و شما به آن رضا داده‌‏اید، دستهایتان در زیان و فقر فرو رود! اى مردمى که همچون شتران بی‌صاحب از هر طرف که جمع شوید از طرفى دیگر پراکنده و متفرّق خواهید شد.
اگه درباره نظام جمهوری اسلامی فعلی صحبت می کنی، می تونی به قانون استناد کنی، چون قانونه، همه باید حجاب داشته باشن، من هم راضی می شم.

ولی بحثِ من سرِ چرایی قانون بود، به همین خاطر گفتم حکومت اسلامی..
اگر بخوایم سر چرایی بحث کنیم، من سرِ همون قسمت اول حرفت ان قلت دارم، کجای آیات و روایات گفته زن مسلمان از نظر اجتماعی وظیفه ی حفظ حجاب داره؟
یعنی کجا گفته شده حکومت اسلامی وظیفه داره همه ی زنای مسلمون رو مجبور به رعایت "حجاب اسلامی" کنه؟
پاسخ:
من دارم راجع به چرایی قانون بودن در جمهوری اسلامی حرف میزنم... ما ادعا نداریم حکومت اسلامی تشکیل دادیم، در اون صورت که اصلا رأی گیری نبود برای قانون اساسی؛ ما تلاش داریم حکومتمون رو متصل کنیم به حکومت امام زمان.
در مورد حکومتهای قبلی چون حاکم معصوم بود، در مورد حکومت اسلامی امام زمان هم ادعایی نکردم!
اصلا حکومت اسلامی اسمش روشه، از همون جایی که لزوم برپایی حکومت اسلامی رو فهمیدم، میگم حکومت وظیفه داره زنان مسلمان را مجبور به داشتن حجاب کنه.

بازم میگم به شخصه همون روایت برخورد زنان و مردان در بازار عراق رو کافی میدونم برای دخالت حکومت در حجاب اسلامی.
ناگفته نمونه تشکیل حکومت یه چیز عقلی هست و شاید هم غریزی حتی حیوانات هم میفهمن که باید رهبر گروه یا گلّه داشته باشن... بلا تشبیه.
کلی چیز نوشتم، ولی دیدم داریم دور می زنیم. چند بار دقیقا محل بحث رو مشخص کردم دوباره این کارو می کنم:

یک دلیل بیار برای این حرفت: "همه ی زن ها در حکومت اسلامی باید حجاب اسلامی داشته باشند." 

(به تک تک کلماتِ حکم هم دقت کن: همه ی زن ها، حجاب اسلامی و ... مثلا حق نداری بگی: "آیا تو موافقی هر کسی لخت بیاد بیرون؟" که در اون صورت من می گم: "من فقط گفتم حجاب اسلامی نداشته باشن، نگفتم که لخت باشن". یا مثلا نباید به قانون استناد کنی، چون "حکومت اسلامی" تعریفش فقط اون چیزی نیست که ما داریم و قانونش نوشته شده، شاید یه حکومت اسلامی دیگه باشه که قانونش این نباشه، هر چیزی هم می گی باید یا قرآن و روایات یا عقل تایید کنه)
(هرچند نمی دونم چرا با وجود مثال نقضی که برای حُکمت میارم، می پیچونی باز! همین که یه زمانی کنیزها تو جامعه حجاب اسلامی نداشتن حکم تو رو از کلیت می اندازه، می تونی اصلاحش کنی مثلا بگی: در زمان حاضر این حکم درسته، اون موقع می تونیم حرف رو ادامه بدیم، ولی اگه می خوای بدون دلیل این حکم با این کلیت رو بگی ادامه ی بحث بی فایده است.)
(میتونی نوشته های توی پرانتز رو نادیده بگیری تا دقیقا محل بحث مد نظرت باشه و به اون جواب بدی، پرانتزا رو برای فهم بهتر گفتم)
پاسخ:
حرفم رو تحریف نکن. دقیقش اینه: همه زنان در نظام جمهوری اسلامی باید حجاب اسلامی داشته باشند. تا اونجایی که یادمه راجع به حکومتهای اسلامی قبل یا بعد اظهار نظر نکردم!
خب طبق این تعریف فوق که گفتم تاریخ انقضای کنیز گذشته... مشکلی هست؟
من هم از روی شواهدی که مطالعه کردم قبول دارم کنیز مجرد قبلا میتونسته سر لخت بیاد، ولی چه ربطی به زنان آزاد تهرونی ما داره؟
پس مثال تو چیزی رو نقض نکرد و کنیز رو میذارم کنار در بحث جمهوری اسلامی.
ولی هنوز حق داری از من اثبات بخوای.
اثبات هم دو قسمته:
1- برای زنان مسلمان که نص آیه و روایت داریم.
2- برای اهل کتاب و یا کفار هم سه چهارتا دلیل دارم:
اول: در جامعه، مؤمن باید راحتی داشته باشه از فاجر. (راحتی به معنای عام)
دوم: غیر مسلمانان در جمهوری اسلامی "بی اعتنا" نیستند
سوم: لزومی ندارد فاجر به بهره های مورد نظرش برسد... هر چند بهره طلب کند.
چهارم: ولی فقیه
دیگه نگفتم که خود اهل کتاب هم به حجاب پایبند بوده اند طبق همون دین خودشون.
حالا اگه تو فکر میکنی، سر لخت بودن فاجر، آرامش مؤمن را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد... به نظر من غیر عقلایی است.
من دارم شواهد دینی میارم، می خوام یه فضا از دین به دست بیارم، این یعنی حرف دینی (به نسبت تو که می گی، من حالم بد میشه!). منظورم از اشکال اجتماعی، "اشکال اجتماعی از نظر اسلامه" یعنی اسلام برای حجاب از موضع اجتماعی به این صورتی که تو قائل هستی حکمی شاید نداده باشه. چرا اگر مسلمانی بخواد بیاد بیرون باید کنیز و مجرد باشه؟ 
ببین، تو داری یه حکم کلی می دی، می گی: چون من و امثال من ناراحت میشن و براشون سخته، پس همه باید حجاب اسلامی داشته باشن توی جامعه اسلامی. من میام مثال نقض میارم (کنیز مثلا)، من در پی اثباتِ بی حجابی نیستم، دارم حجاب کامل اسلامی که تو می گی رو نقض می کنم. پس این ربطی به نسخ کنیز و اینها نداره. روایت امام علی گفته چرا به هم تنه می زنید و چرا مختلط هستید. من از این روایت برداشت "حجاب کامل اسلامی برای همه ی اعضای جامعه" رو نمی تونم بفهمم.
حدیثی که از عیون نوشتی، یه حکمِ شرعیه، مثل حجاب شخصی که برای مسلمونا واجبه کاملا رعایتش کنن، جنبه ی اجتماعی توی حدیث نمی بینم. کنار کدوم روایات؟ من شدیدا منتظر دلیلهات برای ادعات هستم:می دونم تکراریه ولی چاره ای نیست:"همه در جامعه ی اسلامی باید حجاب کامل اسلامی داشته باشن"
خب عقل رو بیار وسط، باز نگی "جوونا اذیت می شن، پس باید حجاب داشته باشن"، چون من اون وقت میگم "قدیما کنیزا سرلخت بودن، اون موقع جوونا اذیت نمی شدن؟"، باز می گم من کافرو تاکید ندارم که به کنیز ربط بدم، من فقط دارم کلیتی که به حکم می دی رو نقض می کنم. من نمی گم مجبورش کنیم اعتنا نکنه (اون بحثی که گفتم اصلا شاید حجاب برای کافرها نباید باشه یه بحث دیگه است، قاطی اش نکن)، من می گم تو اعتنا یا عدم اعتنا آزادش بذاریم. شاید دستور دین این باشه. الان این بحث ما فوقِ قانونه، ما مثلا به عنوان قانونگذار داریم صحبت می کنیم، نمی تونی بگی قانون تعیین می کنه. ایرادِ ما همین قانونه. عقلِ من نمی گه بی احترامیه. به نظر من بی احترامی به خودشه، و اصلا بی احترامی به مومنین نیست.

پاسخ:
وقتی امام دستور میده سر کنیزت رو بپوشان... یعنی کنیزی که ازدواج کرده نباید سر لخت بیرون بیاد... همین. پس نتیجه میگیریم کنیز مجرد احتمالا آزاد بوده بیرون بیاد.
اینکه زن مسلمان غیر کنیز و آزاد نباید سر لخت بیرون بیاد... به خاطر اینه که نص قرآن هست.
مثال نقضت قابل قبول نیست... چون تاریخ انقضاش گذشته. روایت تنه زدن رو برای اثبات دخالت حکومت در امور مربوط به عفاف آوردم.
از این نتیجه میگیرم حالا اگه یک زن مسلمانی آرایشش تو خیابون بد بود، گرچه تنه فیزیکی نمیزنه ولی به اندازه تنه زدن بی عفتی هست و کارش مورد انتقاد هست.
جنبه اجتماعی توش نمی‌بینم یعنی چی؟ مردان اجنبی اجتماع نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گقتم مرز اعتنا رو قانون تعیین میکنه، حواست باشه قانونی که توسط مردم به رأی گیری گذاشته شده. و الان سر لخت بودن بی احترامی به رأی مردم هست.
1400 سال پیش چیزی مثل قانون اساسی امروز، وجود نداشت که مردم همه بهش رأی داده بودند... یعنی یه حجت کمتر بوده، اون زمان آره نمیشد بگن ولی الان میتونم بگم قانون تعیین میکنه.
بگذریم قبول دارم باید فرا قانونی بحث کنیم... عقل من میگه در جامعه اسلامی سر لخت بودن زن، بی احترامی به مؤمن و مایه اذیت کردن است.
اولا تو از کجا میدونی قدیما کنیزا سر لخت بودن، جوونا اذیت نمی‌شدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوما نمیخوای بگی که چون جوونا قدیم اذیت نمیشدن، الان هم تبعا نباید اذیت بشن؟
راستی کی گفته ملاک سرلخت بودن کنیز مجرد در اجتماع، اذیت شدن یا نشدن جوونا بوده؟
حتی اگه این هم باشه، من میگم الان چون کنیز وجود نداره، نمیتونی تعمیم بدی به زن مسلمان آزاد تهرونی !
(تهرانی رو برای ملموس بودن گفتم صرفا.)
برای مسلمان چه اشکالِ اجتماعی ای داره؟ برای کافر چه بی احترامی ای هست؟ کی تعیین می کنه بی احترامیه؟ باید بنا به اصول حرف زد، وگرنه من هم شاید با دیدن صورت یک زن به مشکل بخورم! این مشکلِ منه نه اجتماع.

ببین نظر شخص تو مهم نیست، مهم نظر دینه، دین گفته روزه خواری در ماه رمضان در علن اشکال داره، پس اشکال داره، ولی کجای دین گفته یه اهل کتاب نمی تونه سرلخت بیاد بیرون؟ یا یه کنیز نمی تونه سرلخت بیاد بیرون؟ خب ناراحت شو، شاید تو و من بی جنبه ایم، این مهم نیست که حال تو گرفته می شه، تاکید می کنم روی اصول حرف بزن!

درمورد مشروب هم توی دین گفته شده مشروب فروشی نباید تو خیابون باشه، وگرنه ممکنه دین اجازه بده افراد بین خودشون مشروب بخرن و بفروشن: این لینکو ببین: http://mastoor.ir/content/view/1806/73/
درباره اندلس من گفتم اگر کسی قصد فساد داشت جلوش گرفته بشه، ولی یه مقدار موی بیرون فساد نیست از نظر دین، من دارم شواهد دینی میارم، تو هم دینی صحبت کن.

اگر محال باشه، پس این حرف رساله ها هم که گفتن دیدن موی سر اهل کتاب بدون ریبه حلاله یه حرف لغوه. الان به خاطر محدودیت شدید برای جوونا این چیزا تحریک آمیزه، اگه آزادتر باشه اینقدر تحریک آمیز نیست. آقاجان بحث ما الان اینه که اصلا چنین اعتباری وجود داره یا نه؟ اگر وجود نداره آیا کارهای دیگه ای میشه کرد یا نه؟ خب می تونستی یه سرچ دیگه بکنی، مثلا این لینک: http://islampedia.ir/fa/1390/12/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86/

خوب بحث کن دیگه! بدی این جور بحثا اینه که طرفو نمی تونی بزنی!
پاسخ:
برای بحث مشکلی نیست... فقط و فقط وقتم خیلی تنگه... خیلی. سر فرصت جواب این کامنت رو میدم(احتمالا آخر هفته). به طوری که یه مرور هم روی کامنتهای گذشته بکنیم. در کل به جای خوبی رسیدیم، به سرنخ اختلاف نظرها.
ببین بیا یه بار برگردیم به حرفایی که زده شد.
تو میگی بر اساس اینکه کنیزها می‌تونستن سر لخت بیان بیرون و اینکه نگاه به موی کافر حرام نیست، نتیجه می‌گیریم افرادی که کلا شأن پایینی دارند می‌توانند در جامعه اسلامی سر لخت بیان بیرون. ضمن اینکه حدیث و یا آیه صریحی نداریم که بگه در جامعه اسلامی همه باید حجاب کامل داشته باشند.
آیا واقعا اینجا خودت بر اساس دین نظر دادی؟
بعد الان گفتی برای مسلمان هم ظاهرا اشکال اجتماعی ای وجود نداره سر لخت بیاد بیرون.
خب این دوتا با هم نمیخونن...
اولا اجتماع به قول خودت ملاک نیست و ملاک دینه... دوما مسلمان شأنش پایین نیست که بتونه سر لخت بیاد بیرون.
و اگه مسلمانی هم بخواد سر لخت بیاد بیرون باید کنیز و مجرد می‌بود
و چون الان دیگه کنیز و برده منسوخ شده، دلیلی نداریم به زن مسلمان مجرد بگیم اشکال نداره سر لخت بیا بیرون. سوما روایت امیرالمؤمنین خطاب به اهل عراق رو برات نوشتم در مورد بازار... من توی حداقلی ترین حالت فرض کردم مخاطبش فقط مسلمانان هستن.

اینکه میگم مجرد بر اساس این حدیث در عیون اخبارالرضا علیه السلام هست:
... و سؤال کردم از آن حضرت از کنیزى که از صاحب خود داراى فرزند شده است آیا میتواند سر برهنه میان مردان اجنبى درآید؟ فرمود: باید سر خود را بپوشاند.
این روایت خودش خیلی میتونه جای بحث داشته باشه، فعلا کاری ندارم... و اگه همین رو بذاری کنار روایات دیگه...، وضع خیلی پیچیده میشه. اینجا من دیگه هیچی حرفی ندارم بزنم.
ببین ما داریم خیلی با روحیه اخباری‌گری بحث میکنیم... من این رو قبول ندارم. باید عقل رو بیاریم وسط.
من یک سؤال دارم بر چه مبنایی اصلا کافر رو به کنیز ربط میدی؟
کنیز شأنش پایینه، قبول... سر لخت هم بیاد بیرون. ولی دلیل نمیشه کافر بتونه سر لخت بیاد بیرون، برای کافر خود بی اعتنا بودنش به دین میتونه دلیل باشه که سر لخت بیاد بیرون (نه پست بودنش)... کما اینکه در روایتی به این مطلب اشاره شده.
حالا اگه کافری پیدا شد که دیدی اعتنا میکنه چی؟ کما اینکه سالهای اول انقلاب بسیار اعتنا میشد... حالا ما مجبور کنیم اعتنا نکنه! مرز اعتنا رو قانون تعیین میکنه. پرسیده بودی کی تعیین میکنه بی احترامیه؟ من میگم در درجه اول عقل. حرفی هست؟
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
تو قرآن صراحتا چنین چیزی نیامده، ولی این لینکا رو ببین:



تو ادعا می کنی تو جامعه ی اسلامی همه باید "حجاب اسلامی" داشته باشن، یعنی یه لاخ موشون هم دیده نشه، حالا من می گم چه اشکالی داره حجاب های شل تر هم مجاز باشه، یا اصلا سرلخت بودن مجاز باشه (این رو بذار کنار که توی عرف جامعه ی امروز ما این تحریک آمیزه، فرض کن یه حکومت اسلامی تشکیل بشه که این توش تحریک آمیز نباشه به خاطر فرهنگ مردم) و این رو هم بذار کنار که یه نفر بخواد فساد کنه (مثال لخت) من اصلا مخالف اینم که آرامش مومن با سر لخت یه زن به هم می خوره، شاید اگه اینقدر گیر نمی دادیم به حجاب همه، و این فرهنگ رو جا می انداختیم که هرکی با ارزش تره با حجاب تره و هرکی حجاب نداره آدم کم مقدار و کوچیکیه نتیجه ی بهتری می گرفتیم.

بحث مسلمونش هم فرق چندانی نداره، ما داریم درباره لزومِ بحث اجتماعی حجاب صحبت می کنیم، مسلمونی که حجاب نداره هم نسبت به این حکم کافره، درسته بهش واجبه، ولی انجام نمیده ... 

لب کلامم اینه: "حجابِ کاملِ اسلامی" یک بحثِ فردیه، یک بحثِ باکلاسه، برای افراد باکلاس! ولی اصل حجاب و رعایت عفتِ کلی (کمتر از حجاب اسلامی) یه بحث اجتماعیه.. اصلا یه حرف اینه: نباید اجازه داد زنهای اهل کتاب و کافرها حجاب اسلامی رو انتخاب کنن، چون اون شانیت رو ندارن، اصلا حجاب اسلامی باید برای اونا ممنوع باشه ... (می فهمی چی می گم؟ فضا دستت اومد؟)
شواهدم رو هم هی میارم و تو گوش نمی دی، مثلا اینکه حجاب برای کنیز وجود نداشته، تو قرآن می گه برای این که به عفت و کلاس و آزاد بودن شناخته بشید حجاباتونو خوب بگیرید! این حرفایی که می زنم از جاهای باطل نگرفتم، **** ** *** **** ** **** **** ** ***** *** * ** *** **** ******
***** ***** ** *** ** *** **** ** ****** ****** *****
پاسخ:
لینکها رو دیدم ولی خب در احکام قضیه فرق میکنه...
حجاب شل تر برای مسلمان که کلی اشکال داره ولی برای کافر چون مصداق بی‌احترامی به مؤمنین هست، باید تن بده.
فرق نظر من و تو همینه. اتفاقا من میگم آرامش ولو به مرور به هم میخوره.
من نوعی اگه ببینم یه کافر بدون توجه به مؤمنین جامعه اسلامی، سر لخت میاد بیرون یا روزه خواری میکنه یا با نامزدش شوخی میکنه، ناراحت میشم... حالم گرفته میشه!
بازم میگم فقط حجاب که نیست. اون وقت اگه کافر بگه مجوز مشروب فروشی هم بدین، اون وقت چی؟ میگی تو عیب نداره چون شأنت پسته برو هر کار مخوای بکن؟
بعد اگه بگی عرف نیست، میگه کم کم مجوز بدین، عرف میشه!
اینکه میگی چه اشکالی داره مجاز باشه... اشکالش همینه. کافر ادعا میکنه بذار تو احکام دیگه شأن من پست باشه، عیب نداره!
مگه اندلس چطوری از دست مسلمونا گرفته شد؟ از طریق سرایت.
اصلا فرضت محاله. توضیح بده که فرهنگ مردم تحت چه فرایندی میتونه ایجاب کنه که سر لخت بودن توش تحریک آمیز نباشه؟ من فقط حکومت امام زمان رو شاید بتونم متصور باشم. گرچه مطمئن نیستم. البته به نظر من یه بخشی از موضوع اعتباری هست. مثل ازدواج که با صیغه و اذن پدر و یه سری شروط دیگه اعتبار پیدا میکنه. قانون و اعتبار جامعه اسلامی باید محترم شمرده بشه نزد همه.
لینک آخری که گذاشتی خیلی بحث داره و چون به بی اعتمادی شناخته شده است، حذف کردم، چون حوصله نداشتم بحث کنم روی موارد إن قلت آمیزش.
اولا منظورم از برده دقیقا برده هست، نه اسیر. فکر کنم آیه ای تو قرآن هم هست در این باره که وقتی جنگی شد طرف رو برده کنید ...
دوما گفتم که اگر کسی بخواد فساد کنه جلوش باید گرفته بشه، ولی ممکنه سر لخت گشتن به معنی فساد کردن نباشه، اصلا من یه احتمال میدم اونم اینه که حجابِ اسلامی، یک کلاسیه که برای زن مسلمان در نظر گرفته شده، به خاطر تحریک جنسی نیست. یه دلیلم هم اینه که نگاه کردن به موی سر زن کافر بدون مفسده، اشکال نداره..
بله پستی قابل سرایت هست، ولی اگه یه نفر خشک باشه و نجس باشه که سرایت نمی کنه! نمی تونیم به همه ی مردم بگیم شما باید پاک باشید، جنب نباشید مثلا، یکی شعورش همین قدره بذار کثیف بگرده، تاثیر چندانی هم روی بقیه نداره. دوباره ارجاعت می دم به احتمالی که همین بالا مطرح کردم، ممکنه سرلختِ یک زنِ بی ارزش، باعث سرایت فساد نشه. (اگر باعث سرایت می شد می گفتن به موی زن کافر نگاه نکنید)
پاسخ:
آیه اش رو بگو.
از اینکه نگفتن به موی کافر نگاه نکنید، نتیجه میگیری فساد سر لخت گشتن کافر در مملکت اسلامی به کسی سرایت نمیکنه ؟
کی تضمین کرده تأثیر چندانی روی مؤمن نداره ؟
میدونم خشک باشه سرایت نمیکنه... ولی اگه تر بود مجبور نمیکنی طرف بیاد تو خشکی ؟!!!!!
برگردیم به پُست، مؤمن باید آرامشش حفظ بشه یا نه...
اصلا مو هیچی. کافر میگه تو که خشکی بذار لخت مادر زاد بیام تو جامعه اسلامی تون... اینجا مجبورش نمیکنی ؟
بعدشم بحث رو انقدر حداقلی نکن... مشکل جامعه ما الان کافرای سر لخت نیست. مسلموناشه...
الان هم اگه برده وجود داشته باشه (کما اینکه شاید بعد از ظهور به واسطه ی جنگ هایی که پیش میاد موجود بشه!) چه اشکالی داره؟ توی اصل برده داری چه ان قلتی هست؟ بحث برده ها هم یه بحثیه که تازه شنیدم و جالبه خیلی. مثلا مطمئن نیستم که تو اسلام برده داری کلا منسوخ باشه، مثلا تو جنگ های زمان حضرت مهدی علیه السلام شاید یه سری برده به وجود بیاد، آدم های بی شخصیتی که تو فرهنگ کفر به واسطه ی ظلم حاکماشون سطحشون پایین مونده، بعد ما اینا رو برده خودمون می کنیم، تربیتشون می کنیم، بعد آزادشون می کنیم. (بحث دامنه داره ...)
اصلا حجاب یک کار باکلاس بوده، یعنی کسی که حجاب می پوشیده هم خودش حواسش بوده، هم جامعه این دید رو داشته که این خیلی آدم با شخصیتیه، به راحتی نمیشه بهش نزدیک شد... ولی کسی که بی حجاب بوده میگفته من هرجایی ام، پستم، میشه بهم نزدیک شد ...
البته با فسادانگیزی و هرج و مرج ایجاد کردن باید مقابله بشه، ولی وقتی یه نفر برای خودش اینقدر ارزش قائل نیست که بدنش رو بپوشونه، بذار نپوشونه ... (یعنی اگه یک نفر با قصد تحریک و فساد تو جامعه بخواد این کارو بکنه باید برخورد بشه، ولی نه اینقدر سخت که حجاب کامل اسلامی رو اجباری کنیم، حجاب کامل اسلامی خیلی ارزشش بالاتر از اینه که هر کسی بپوشش)
پاسخ:
اولا برده رو با اسارت قاطی نکن.
دوما خب به تدریج اگه بی حجابی زیاد بشه... و قبحش ریخته بشه و داستان اندلس تکرار بشه چی؟
سوما مگه احکاممون فقط حجابه ... بذار یه مثال شاذ بزنم.
فرض کن با یه اهل‌کتاب میری استخر. بعد دین اون احکام طهارت نداره... آیا به او گوشزد نمیکنی که ما یه چیزی دارم به اسم نجس و پاکی!
و اگه ببینی جایی رو نجس کرد، آیا مجبورش نمیکنی از استخر بیاد بیرون.
یا میگی تو همین طور پست بمون.
تمام مسئله اینه پستی قابل سرایت هست. (مثل نجاست)
نه دیگه، با خرید و فروشش هم مشکل نداره، چون سطح فرهنگیشون پایینه، کلاس کارشون به زن ها حر نمی رسه، کافرها هم همین طورن، بلکه بدتر، اصللا کلاس زن مومن با کلاس زن کافر فرق داره، بذار موهاش دیده بشه ... چی میشه؟.. (بحث تحریک رو کنار بذار، از نظر حرمت شخص، کافر حرمت نداره، و شاید اگه افراد لاابالی می تونستن بدون روسری بیان بیرون، تحریک برانگیز نمی بود یه لاخ موشون.)
پاسخ:
این حرفت خیلی قابل تأمله... خیلی. باید تحقیق کنم بیشتر.
البته منظورم از خرید و فروش کنیز یا برده، زمان خودمون بود. حرفم اینه تو که میگی خدا با موی کنیزها مشکل نداره، اصلا توی اصل برده داری إن قلت هست.
همین که میگی سطح فرهنگی شون پایینه، یعنی مشکل. خودت هم میدونی. به نظرت چون سطح فرهنگی پایینه یعنی یه مشکل حادتر وجود داره، میشه از مشکلات مثل عدم رعایت حجاب بگذریم؟
(البته صرفا بگم تا سوء تفاهم نشه کلی توی شرع احکام وضع شده از جمله توی کفّاره‌ها تا ملّت برده آزاد کنن و خود اهل بیت کلی برده تربیت و آزاد میکردن تا برده داری منسوخ بشه. از بحث منحرف نشیم.)
به خاطر این گفتم عوض کردی چون جوابت رو نوشته بودم، لازم شد تغییرش بدم.

آره، من میگم شاید خدا مشکل نداشته باشه با یکم بیحجاب بودنِ کافرا تو جامعه ی اسلامی. همون طور که با بی حجابی کنیزها فکر کنم مشکل چندانی نداشته.
پاسخ:
یه سؤال: به نظرت خداوند با خود (خرید و فروش) کنیز مشکل چندانی داره؟ (چه برسه به حجابش)
کامنتاتو عوض کردی!! اول جوابی که نوشتم رو می نویسم، بعد اضافاتش:

یعنی به هم خوردن زن و مرد شاید بین مسلمونا اتفاق افتاده و بد بوده، یا اینکه از اختلاط بیش از حد حضرت شکایت کردن، در حالی که می شه افراد بدون حجاب تو جامعه باشن، در حالی که قصد تبرج ندارن و اختلاطی هم نیست.منظورم اصلا دوست داشتن نبود، بحثم اینه که خدا مشکل چندانی با دیده شدنِ موی زنای غیر مسلمون نداره، چه توی جامعه ی کفر چه توی جامعه ی اسلام.

کی گفته داره تو رو تحقیر می کنه؟ به نظر اون حجاب لازم نیست، به نظر تو لازمه، به نظر اون فکرت اشتباهه، چه ربطی به تحقیر داره؟! ببین، خودت گفتی اگه آگاهی نداشته باشه اصلا گناهی صورت نگرفته، پس دیگه ربطی به شان قائل نشدن برای خدا نداره. ممکنه خدا رو هم خیلی دوست داشته باشه و براش مهم باشه، ولی به درستی حجاب نرسیده.
پاسخ:
درسته عوض کردم، ولی یه جوری میگی انگار حرفم رو تغییر دادم صرفا میخواستم بهتر توضیح داده باشم.
یک سؤال: الان آیا نهایت چیزی که میخوای بگی همینه که مثلا:
صرف خطاب امیرالمؤمنین دلیل بر الزام رعایت حجاب توسط غیر مسلمانان در جامعه اسلامی نیست؟ و
برای غیر مسلمانان همانند مسلمانان باید نص صریح در حدیث یا قرآن یا تاریخ داشته باشیم که اونها هم در جامعه مسلمانان ملزم به رعایت حجاب هستند...؟
----------------------
راستی میگی بد برداشت کردم... به دوست داشتن ربطی نداره. اما خب مثالی که در مورد خواهر زدم بازم صادق هست.
خب من هم میگم خدا ایراد نمیگیره... خیلی جاهای دیگه هست که خدا ایراد نمیگیره مثلا اون کافری که مسلمون میشه و نیاز نیست نمازهاش رو قضا کنه!
الان منظورت از اینکه خدا مشکل نداره این بود که کافر میتونه در جامعه اسلامی بی حجاب و البته بدون اختلاط رفت و آمد کنه از نظر اسلام؟
من کی گفتم اگه اگاهی نباشه اصلا گناه صورت نگرفته؟ اتفاقا مثال قتل رو زدم... اگه طرف جاهل باشه به هر حال قتل و گناه صورت گرفته حالا اگه توبه واقعی کنه
"کمن لا ذنب له" میشه

یه جورایی حس می کنم، اسلام نسبت به زن های غیر مسلمون آسون گیر تره! همون طور که میگه: اگه نگاه کردن به زنای غیر مسلمون باعث مفسده نشه اشکال نداره، ولی به زنای مسلمون در هر حال حرامه نگاه کردن.

در ضمن تبلیغ نمی کنم، این قراریه که با خودم گذاشتم، و دارم عملیش می کنم، شانست که دوتای اولش مال تو بود.!
پاسخ:
شاید. آسون گرفته که چی؟ اگر بحث آسون گیری باشه، خدا به زن مسلمون با حجاب آسون گیر تر هست و رحمتش به مؤمنان واقعی نزدیک تره.
به نظر من مثل قضیه خواهر و همسر میمونه.
خواهر با وجود اینکه بهت محرمه و نزدیک تره خدا سخت گیری کرده و گفته ازدواج باهاش حرامه.
ولی با زن نامحرم و غریبه خدا آسون گیری کرده در حد تیم ملی و اجازه داده چند بار ازدواج کنی بگذریم از دائم و موقت بودنش!!!
خودت میدونی این سخت گیری یا آسون گیری دلیل بر این نیست که خدا همسر ما رو بیشتر از خواهرمون دوست داره!
سلام، به نظر من اگه کسی نادانسته کار بدی انجام بده، علم جنگ با خدا رو بلند نکرده، و اون کار خاص برای اون فرد بد نیست، گناه و ثواب بعد از آگاهی معنی پیدا می کنه.
بسته به اینکه از کجا خونده باشی و از کی شنیده باشی، شاید این حرف اشتباه باشه، یعنی برای من قانع کننده نیست ... بحثِ به هم خوردنِ مردها و زنها هم بحثی جداست..
فقه ما پویاست، ولی برای تغییر شرایط، اگر ما الان دلایلی رو ذکر کنیم که در زمان پیامبر هم وجود داشتن، ولی فرض کنیم اون زمان حجاب اجباری نبوده، پس الان هم نباید اجباری باشه ... (هرچند هنوز نمی دونیم بوده یا نبوده)
درسته که تحریک یه بحث فیزیولوژیکه، ولی شدتش برای افراد مختلف فرق می کنه، و من روی این موضوع بحث دارم که: حجاب در اسلام فقط برای مسائل جنسی وضع شده، پس همه ی زنهایی که در جامعه ی اسلامی زندگی می کنند باید حجاب اسلامی داشته باشن. حالا نمی دونم دقیقا با کجاش مشکل دارم! احتمالا با ابتداش!
پاسخ:
خب دقیقا چی قانع کننده نیست... جملاتت پیوستگی نداشت، منظورت رو خوب نفهمیدم! چرا به هم خوردن مرد و زن جداست؟
راستی بحث بر سر عقاب و ثواب نیست که میگی اگاهی نداشت، بحث سر تحقیر خداست...
یه بد حجاب وقتی جلوی من بد حجاب میاد در حالی که میدونه من اعتقاد به حجاب دارم، داره من رو تحقیر میکنه، یعنی میگه اعتقاد تو برای من ارزشی نداره.
دلیلش هم ماهیت خود گناه است... خدا تو سوره نوح میگه ما لکم لا ترجون لله وقارا یعنی چه تون شده که برای خدا وقار و شأنی قائل نیستین.
یعنی گناهکار چون برای خدا و مؤمنین به خدا وقار قائل نیست و کوچیک میشمره گناه میکنه.
ضمنا اینجا باید یه اصلاحیه بدم، حجاب فقط برای مسائل جنسی نیست. چراکه خداوند از زنان میخواد هنگام نماز هم حجاب رو کامل رعایت کنند. روایت داریم که نزدیک ترین حالت زن به خداوند هنگامی هست که حجاب داره و غیره.
من منظورم پوشش از منظر زندگی اجتماعی و اون اجتماعی که مرد و زن با هم مواجهه میشن بود... وگرنه که ملت میرن استخر هیچ مشکلی هم بوجود نمیاد!!
به ترتیبی که تو متن گفتی می گم: آیا می شه نادانسته علم جنگ با خدا رو بلند کرد؟ (سوال کلیه)، دوباره، دقت داری که ممکنه کسی نادانسته دین خدا رو تحقیر کنه؟، درباره ی حرفی که باید زد خیلی میشه بحث کرد، فقط نکته ای که توجهم بهش جلب شده اینه که دقت کن بی حجابی، و بی بند و باری جنسی یکی از ارکان زندگی غربیه، یعنی به عنوان یه اصل پذیرفته شده است، و کسی که بی حجابه شاید براش بی معنی باشه صحبت از حیا، (هرچند تو وجودش موجود باشه!)، این دیدت خوب بود که مومن در امان باشه، و ربط داشت به وضعیت حجاب، ولی یه سوال، آیا زمان امام علی مثلا یهودی ها حجاب اسلامی داشتن؟ و یه نکته ی دیگه، به نظرم بی حجابی (حجاب نداشتن، مثلا سر و دست یه خانم برهنه باشه) خیلی بهتر از این چیزیه که امروز هست، این کسایی که اینطوری میان بیرون، کاملا به مسائل جنسی نظر دارن، ولی چه بسا یه اقلیت مذهبی بی حجاب بیاد بیرون و تحریک کننده هم نباشه ...
یک مسئله ی دیگه: الان تو ایران حجاب اجباری وجود نداره، اسم این چیزی که تو خیابونا می بینیم که حجاب نیست، یه پوشش حداقلی هم نیست!! فقط این اسمِ حجاب اجباری یه پتکی شده رو سر ما، وگرنه اینا که خیلی آزادن! مثل ماهواره، هِی میگن چرا ماهواره ممنوعه؟ آزادی و اینا چی می شه؟! در حالی که می بینی همه ماهواره دارن!! فقط ما چوبِ اسمِ قانونشو می خوریم.

پاسخ:
سلام، خیلی دلم تنگ شده بود برای بحث کردن.
بله، همون طور که کسی نادانسته ممکنه یه انسان شریف رو به قتل برسونه و شاید بعدا بفهمه اشتباه کرده و توبه کنه و شایدم نفهمه و شایدم خودش رو بزنه به نفهمی و غیره. تحقیر شدن دین ربطی به نیت نداره والبته اگه عمدی باشه خیلی بده.
و این حرف رو که زدم بر اساس این روایت بود: کسی که امر به معروف و نهی از منکر رو ترک کنه، خدا رو تحقیر کرده. (تعبیر من: به تحقیر دین توسط گناهکار، رضایت داده)
اینکه زمان امیرالمؤمنین حجاب یهودی ها اجباری بوده نیاز به خوندن تاریخ داره ولی اون چیزی که پرسیدم و خوندم ظاهرا بله. یهودیان مکه زمان پیامبر ملزم به رعایت حجاب و قوانین مسلمانان بوده اند، و در زمان حکومت امام علی روایتی هست که امام راجع به برخورد بدن مرد و زن در بازار شهر در اون زمان اعتراض کردند. اگه متن حدیث رو میخوای بگردم بهت بگم؟
البته یه بحثهایی هست راجع به کنیزها می‌کنند که در پاسخ میگم: اگه نص(متن) تاریخی حجته خب الان که نظام برده داری ور افتاده... ثم ماذا؟ (که چی؟)
یعنی نتیجه ای که نهایتا میشه گرفت اینه که وردار الان یه کنیز بیار سر لخت تو خیابون... همین قدر.
ضمن این که من میگم حتی اگه روایتی نباشه برای اجباری بودن حجاب، از اونجایی که فقه ما پویا هست یه مرجع میتونه این قانون رو وضع کنه. مثل تحریم تنباکو.
برخی هم که راجع به اجباری بودن حجاب اظهار نظر میکنن فکر میکنم بیشتر در دامنه اختیارات حکومت بحث دارن تا اصل اجباری بودن حجاب.
که این یه بحث جداست.
در مورد تحریک هم یه بحث فیزیولوژیکی هست. قبول دارم برخی پوشش های زنان در ایران خیلی فجیع تر از پوشش برخی زنان غیر مسلمان هست.
این ربطی به اقلیت مذهبی بودن یا ملیت فرد یا بومی بودن لباس نداره. بذار لب کلام رو بگم: همه چیز حجاب به خاطر پوشش زیبایی مو و وبرجستگی‌های بدن هست. حالا اگه کسی یه لباس نازک غیر بدن نما و سفید اما گشاد بپوشه ممکنه خیلی بهتر از کسی باشه که لباس ضخیم مشکی ولی تنگ باشه.
شاید بشه گفت یکی از مزیت های استناد به دین و حیا و غیره همین باشه که دیگه نسبت به قانون مثل یه چیز صوری برخورد نمیشه.

سلام مجدد،

اگر استدلال شما رعایت قانون است پس زمانی که رضا شاه، پوشش را به اجبار بر می‌‌داشت، کار درستی‌ می‌کرده چون قانون مملکت در آن موقع این بود است که همه باید یک دست شوند ولی‌ بحث بر سر آزادی عقیده است

آقای خمینی در پاریس موضوع حجاب را اختیاری می‌داند فعالیت حتا کمونیست‌ها را آزاد اعلام می‌کند در بهشت زهرا، آب و برق را مجانی‌ می‌کند و وعده های دیگر میدهد، ولی‌ وقتی‌ به قدرت می‌رسد افراطیون و چاپلوسان اطراف نظر ایشان را تغییر میدهند.

دوست گرامی‌ زمان پیامبر اکرم نیز حجاب اجباری نبوده است یأ اگر اجباری بوده برای مسلمانان بوده برای دیگر مذاهب اختیاری بوده. 

اگر در این ۳۴ سال گذشته با مردم به انصاف و مدارا و عقلانیت رفتار میشد نیازی به این همه اجبار و فشار بیهوده نبود ولی‌ افسوس از اعتدال و عقلانیت در بین انقلابیون.

نگاه کن اوایل انقلاب که حجاب اجباری شد فقط گروهی اندک به این امر اعتراض کردند چون اکثر مردم، انقلاب را قبول داشتند ولی‌ وقتی‌ ماهیت حقیقی‌ گرداندگان اصلی‌ انقلاب مشخص شد مردم کم کم بریدند و حالا نسل جوان خواسته‌های عجیب و غریبی دارد که کمر حاکمیت را ‌خم کرده است

حتا نزدیکترین افراد به حاکمیت نیز اذعان دارند که خواسته‌ها تغییر کرده و دیگر زور و اجبار کارایی‌ ندارد

پاسخ:
سلام.
استدلال من رعایت قانون عقلایی هست. امام حسین(علیه‌السلام) نفرمودن برگردین به قانون یزید بلکه فرمودن «... آزاده باشید و برگردید به انساب خود اگر از اعراب هستید.»
بالاخره گذشتگان ما انقلاب کردن و با اقبال یه قانون عقلایی رو قبول کردن... خب الان ایرادش چیه.
اینکه میگید مردم بریدن، خیلی عجیبه... 9 دی و آمار مشارکت در انتخابات چیز دیگه ای نشون میده. اتفاقا اگه مردم بریده باشن از پشت کردن به قانون بریده اند.
درباره سایر موضوعاتی که گفتین، به بحث هیچ ربطی نداره... فعلا بی‌خیال.
والا سال 88 هم میگفتن خواسته‌ها تغییر کرده و بی‌شرمانه به رهبری میگفتن شما هم مثل امیرالمؤمنین کوتاه بیا. اما شد آنچه شد...
اجبار یک روی سکه هست. اون روی دیگه آسایش در جامعه اسلامی هست.
۰۸ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۰۴ سید احمد علوی
سلام
نه خوشم اومد ...
قبلا این جوری استدلال نمی کردی!؟

چون دیدم جوون رو به پیشرفتی هستی لینکت کردم
پاسخ:
سلام، حرف خودم نیست، میخوای از کلام امیر المؤمنین خوشت نیاد ؟!
قبلا گرفتار بودیم... دست ما رم بگیر
راستی لینکت کردم.
در رابطه با این پست نظر دارم اما چون خیلی زیاده ترجیح میدم به صورت یک پست منتشرش کنم.
راستش چند روز پیش یک بحث فیس‌بوکی بین من و یکی از خانم‌های فامیل در گرفت دقیقاً در همین رابطه... به نظرم اومد میشه اون بحث رو به صورت پست عمومی بگذارم...
تا خدا چی بخواد
پاسخ:
بی‌صبرانه منتظرم!
التماس دعا.
در جواب ساسان می خواستم بگم دو گروه در تاریخ شکست خوردند:1- کسانی که می خواستند به زور حجاب رو بر دارند2- مخالفین اسلام


اسلام رمز پیروزی و پیسرفت ایران
پاسخ:
إن‌شاءالله بازم ببینمتون اینجا...
والا این جمله‌ی آقا ساسان برای من مبهمه که در تاریخ صد ساله دو گروه شکست خوردند...

سلام دوست گرامی‌،

اول بگویم که مادر من و خواهرانم همگی‌ حجاب دارند چه قبل از انقلاب چه حالا

ولی‌ خیلی‌ از دوستان ما، به دلیل رفتارهای غلط و ریاکارانه حکومت به ظاهر اسلامی ایران، از دین بریده اند و اعتقادی به حجاب ندارند آیا با اجبار می‌توان آنها را مسلمان و با حجاب نمود؟

اگر کسی‌ مسلمان باشد نیازی به اجبار ندارد اجبار اگر خوب بود خداوند همه را مسلمان و با حجاب میافرید.

دوست گرامی‌ دو گروه در تاریخ صد ساله ایران شکست خوردند آنها که به زور حجاب را برداشتند و گروه دوم آنها که به زور حجاب را بر سر‌ها میکنند

در نهایت از شما تقاضا دارم که سیره حضرت امام حسین و امام علی‌ را با این حکومت سراسر ظلم و فساد مقایسه نکن که شما نیز با این کار ضربه به اسلام و اهل بیت می‌زنید.

پاسخ:
سلام، ممنون از اینکه سر زدین و نظر گذاشتین.
قبول دارم اگه رفتارهای غلط دولتمردان سلف نبود، وضع حجاب از دورانی مثل هشت سال دفاع مقدس به این حال و روز نمی‌افتاد.
چرا مسلمان نیاز به اجبار ندارد؟ مگه خودتون مسلمونایی نمیشناسین که تا قوانین راهنمایی و رانندگی وضع نشه و به تبع جریمه‌ی اون، نسبت به اون قوانین بی‌اعتنا هستن و همچنین مسلمونایی که به خاطر فراموشی و حواس‌پرتی گاهی نیاز به تذکر و جریمه دارن.
ضمنا فکر نمیکنم مقایسه کرده باشم و قصد مقایسه نداشتم، یه الگو جلوم گذاشتم... برگردیم به متن خطبه: چرا شما حجاب رو در کنار کارزار با دشمنان نمی‌بینید؟ اگه جایی مسلمونای جامعه مجبور به کارزار بشن، آیا اون‌وقت هم در جامعه اسلامی باید منتظر اظهارنظر افرادی باشیم (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) که دلشون نمیخواد مبارزه کنن؟ با این تفاسیر پس، کارزار رو هم تعطیل کنیم! مالیات رو هم به اجبار نگیریم! حق رو برای ضعیف از قوی نگیریم! که صرفا اجبار چیز بدی هست؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">